جنجال کپی‌کاری در نهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر

نهمین دوره جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر

چند ماه قبل که نهمین دوره جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر برگزار شد، بیش از هزار نفر برای شرکت و ارسال آثار در این جشنواره اعلام آمادگی کردند. پس از بررسی این آثار، ۱۰۰ پروژه به عنوان طرح برگزیده انتخاب شد که از این میان، ۱۰ نفر برنده تندیس زرین جشنواره فجر شدند. نکته حائز اهمیت این جشنواره، انتخاب طرح کاظم خراسانی به عنوان یکی از اثرهای برگزیده بود که واکنش‌های منفی زیادی را به همراه داشت. از افشین پرورش در گذشته گرفته تا امروز که نیما آذرگان نامه‌ای سرگشاده در مورد طرح کاظم خراسانی منتشر کرده است. پیش‌تر نیز گروه معماری آرل در مطلبی با عنوان «کپی برابر اصل» در مورد کپی شدن آثار فرهنگی و هنری، چنین معضلی را بررسی کرده بود. در این مطلب قصد داریم توضیحات کاظم خراسانی و آقای حقیقت‌شناس (یکی از داوران جشنواره) به وب‌سایت هنرگردی را برای شما قرار دهیم.

فلسفه وجودی جشنواره‌های هنری و اعتبار خدشه‌دار شده

نهمین دوره جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر

ذات وجودی جشنواره‌های بین‌المللی را شاید بتوان در دو جمله خلاصه کرد: «اعطای اعتبار به هنرمندی که شایستگی آن اعتبار را دارد». جشنواره‌ها و فستیوال‌ها تمام تلاش خود را در جهت اعتباربخشی به خود و جذب نخبگان هنری و ادبی بدون مرزبندی‌های مرسوم جغرافیایی به کار می‌بندند تا ضمن انتشار دانش و آگاهی، دست یاری به سمت هنرمندان جوان و سالمندی دراز کنند که مفهومی هرچند کم یا کوتاه در جهت پیشرفت فرهنگ و آگاهی جهانی در آثار خود به نمایش گذاشته‌اند. در میان جشنواره‌های بین‌المللی جهان، ایران نیز سال‌های متمادی است که تلاش می‌کند با برگزاری منظم جشنواره فجر به جای پای خود در این فرآیند جهانی استحکام بیش‌تری ببخشد.

اما شکاف بین هنرمندان و جشنواره فجر هر روز عمیق‌تر و دوستی‌شان شکننده‌تر می‌شود، تا جایی که امروز شاهد یک رسوایی در ابعاد ملی آن هستیم. نهمین دوره جشنواره هنرهای تجسمی فجر امسال در حالی کار خود را آغاز کرد که هزاران نفر برای ارسال آثار خود به آن اظهار آمادگی کردند و از میان قریب به شش هزار اثر، یکصد اثر برای نمایش در پر اعتبارترین نهاد هنرهای زیبای کشور یعنی موزه هنرهای معاصر تهران انتخاب شد تا برای کسب یکی از ده تندیس زرین جشنواره باهم به رقابت بپردازند.

آغاز یک رسوایی: شباهت عجیب یک اثر برنده

نهمین دوره جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر

برخی از آثار مورد توجه و استقبال مخاطبان قرار گرفت و طبیعتاً انتظار می‌رفت چنین آثاری شانس بالاتری برای کسب طوبای زرین داشته باشند. تا اینکه در روز سی‌ام بهمن ماه، همزمان با مراسم اختتامیه جشنواره در تالار وحدت، اسامی برندگان این فستیوال که طبیعتاً شایسته‌ترین مقام هنری حال حاضر ایران را کسب کرده بودند، معرفی شدند. اما روز چهارم اسفند ماه، انتشار عکسی در فضای مجازی جامعه هنری را در بهت و حیرت فرو برد؛ عکسی که شباهت عجیب میان اثری را که نه تنها در موزه هنرهای معاصر تهران در میان صد اثر برگزیده به نمایش درآمده بود، بلکه دست برقضا یکی از برندگان تندیس زرین نیز به‌شمار می‌رفت را با اثری از یک هنرمند اهل ترکیه نشان می‌داد!

اثر آقای کاظم خراسانی که عناوین مختلف و سنگین دانشگاهی و هنری را در شهر مشهد به‌دوش می‌کشد، با شباهت عجیبش به اثری از شاکر گوکچه‌با، هنرمند ترکیه‌ای، به جشنواره ارائه و برنده شد! افکار عمومی سریعاً شروع به انتشار خبر کرد و طبیعتاً جامعه هنری هم منتظر واکنشی از سوی یکی از سه طرف ایستاد.

واکنش‌ها به اتهام کپی‌برداری

واکنش هنرمند ترک، شاکر گوکچه‌با

روز گذشته شاکر گوکچه‌با در اینستاگرام شخصی خودش ضمن انتشار عکس اثر خود و آقای خراسانی نوشت: «کپی‌های زیادی از آثار خودم دیده‌ام اما این نخستین بار است که یک کپی از یکی از اینستالیشن‌های من برنده‌ی جایزه‌ی یک جشنواره بین‌المللی می‌شود و این قابل قبول نیست.»

نهمین دوره جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر

پاسخ کاظم خراسانی و دفاع هیئت داوران

پس از سکوت اولیه، آقای خراسانی با بیان جمله «اثر را دیده بودم اما ایده و مفهوم مهم‌تر از ظاهر است» خیال خود و جامعه‌ی هنری را راحت کرد و ضمن سطحی خواندن افکاری که ایشان را مورد بازخواست قرار داده بودند، کار خود را با کار هنرمندانی مثل ماتیس و مودیلیانی و پیکاسو مقایسه کرد. آقای حقیقت‌شناس هم در واکنشی دیروقت در دفاع از انتخاب جشنواره گفت که اثر به‌درستی انتخاب شده و حتی هفتاد درصد شباهت هم تغییری در این روند ایجاد نمی‌کند.

نهمین دوره جشنواره بین المللی هنرهای تجسمی فجر

سخن پایانی: لزوم حفظ شرافت هنری

سخن را کوتاه می‌کنم و به بیان این سخن می‌پردازم که وقتی یک هنرمند فرق بین اقتباس و تقلید را نمی‌داند و چنین اثری را به جشنواره ارائه می‌کند، طبیعتاً نباید از سطح رنجور فرهنگی‌اش انتظاری بیش از فرار رو به جلو و دست و پا زدن برای ایجاد حس حقانیت داشت. اما ماجرا از آن‌جایی به یک افتضاح ملی بدل می‌شود که چنین اتفاقی بالاترین جایزه‌ی هنری یک کشور را ازآن خود می‌کند و هیئت داوران به‌جای پژوهش و تلاش برای جبران آن، تلاش می‌کنند از گزینش خود دفاع کرده و تندیس را در دستان آقای خراسانی نگه دارند.

انتظار افکار عمومی در حال حاضر این است که شورای هنری جشنواره هنرهای تجسمی فجر در صدد جبران آن برآیند و ضمن دلجویی از جامعه هنری، صاحب اصلی اثر و شرکت‌کنندگان در این دوره از جشنواره که احساس می‌کنند حقشان پایمال شده است، در اسرع وقت ضمن اتخاذ واکنش مناسب، گزارش آن را در اختیار افکار عمومی بگذارند. چه در غیر این صورت، نتیجه‌ی ادامه یافتن چنین فرآیندی تنها رنجورتر شدن پیکر هنر ایران و از بین رفتن اعتبار بین‌المللی جشنواره را به دنبال خواهد داشت.

نویسنده: نیما آذرگان

منبع: Arel.ir & Honargardi.ir