آنجا که همه پا به فرار می‌گذارند، آنها دل به دریا می‌زنند

امروز شاهد دفن شدن نسلی از قهرمانان در خاکستر آتش بر افروخته از نادانیمان بودیم.

شاهد دفن شدن ارزش‌های حقیقی پنهان در قلب‌هایی به عظمت واژه انسانیت در زیر آوار ارزشهایی دروغین.

قهرمانانی که ارزش‌ها و اعتقاداتشان همه به یک چیز پیوند خورده است، واژه حقیقی انسانیت، انسانیت گمشده در ضد ارزشهای دنیای امروز، گمشده در تزویر، حرص و طمعمان.

آنها که امروز مسببان این واقعه بودند غیر از خود ما نبودند. آنها واقعیت درونی تک تک ما در شرایطی مشابه هستند.

به امید اندک بیداری در این تاریکی مطلق. تسلیت به حال و فردایمان که این قهرمانان حقیقی را از دست داده‌ایم.

شعری از مهدی اخوان ثالث

من به دستان پر از تاول
این طرف را می‌کنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
ز آن دگر سو شعله برخیزد، به گردش دود
تا سحرگاهان، که می‌داند که بود من شود نابود
خفته‌اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر
وای، آیا هیچ سر بر می‌کنند از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد

تحریریه معماری آرل