![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
وقتي حجم كتابخانه را از نزديك ديدم، متوجه نشدم كه با يك ساختمان عملكردي مهم سروكار دارم. حجم ساختمان در اولين مواجهه تا حدودي نامشخص است و تنها مخروط روي بام است كه بهخوبي ديده ميشود. ورودي كتابخانه بهصورت يك شكاف در ديواره چمن طراحي شده است. بخشي كه ورودي كتابخانه را تشكيل ميدهد در پلان بهصورت يك مثلث است و با چندين پله به در شيشهاي ورودي ختم ميشود. پلهها تمامي سطح ورودي را ميپوشانند و آن را از سطح چمن اطراف جدا ميكنند. سقف كتابخانه فلزي و شيبدار طراحي شده است و با راه رفتن روي سقف بهخوبي ميشود شيب را احساس كرد. كل سايت كتابخانه تقريبا مستطيل شكل است كه چندان قابل تشخيص نيست. راهحل خلاقانه طراحان براي گريز از يك حجم ساده و يكنواخت كه لازمه فضايي عملكردي مانند كتابخانه است، در طراحي اين كتابخانه بهخوبي خودش را نشان ميدهد. كتابخانه دلف از چند نقطهنظر شاخص و قابل توجه است. اولين نكته هماهنگي اين كتابخانه با بافت اطراف است. كتابخانه با سقف شيبداري كه از سطح ورودي آغاز ميشود و با لايه چمن روي آن بهخوبي در بافت طبيعي قرار گرفته است.
اين كتابخانه كار گروه طراحان مكانو (Mecanoo) است كه از سال ۱۹۸۴ در شهر دلف هلند مشغول به طراحي هستند. كتابخانه دانشگاه دلف در سال ۱۹۹۷ ساخته شده و برنده جايزه ملي طراحي ساختمانهاي فلزي هلند در سال ۱۹۹۸ شده است. گروه طراحان مكانو در بسياري از شهرهاي بزرگ دنيا هم آثار شاخصي طراحي كردهاند. كار اين گروه طراحان در كتابخانه دانشگاه دلف آميزهاي از پيشرفتهاي تكنولوژيك، توجه به مقياس انساني و نيز بازي با احجام است.بعد از وارد شدن به كتابخانه دلف، با فضايي كاملا متفاوت با معماري بيروني آن مواجه شدم. هر چقدر كه حجم معماري بيروني بهصورتي نامشخص در بافت قرار گرفته و بهجز نماد شاخص خود، تقريبا در بافت ناپيداست اما داخل كتابخانه با مشخصههاي كامل يك كتابخانه دانشگاهي طراحي شده است. حجمي وسيع با سقفي بلند كه بخشهاي زيادي از آن بهصورت void طراحي شده بود. ديوارها و كف كتابخانه در هماهنگي با قفسههاي چوبي با همان رنگ و بافت قرار گرفته بود و باعث ميشد كه حواسمراجعهكنندگان پرت نشود. درواقع معماران، بازيگوشي طراحانه خود را در طراحي اين كتابخانه براي فضاي بيروني نگاه داشته بودند و فضاي داخلي را تا حد ممكن ساده و كاربردي طراحي كرده بودند.
سقف بلند كتابخانه مكانو در فضاي داخلي، القاي حس سكوت به مخاطب را آسانتر ميكرد. در مواجهه با ساختماني سرشار از كتاب، با سقف و ستونهاي بلند فلزي و قفسههاي سرشار از كتاب، با نور طبيعي سكوت حاكم بود. كتابخانه دانشگاه دلف با حجمي خلاقانه كه بخشي از محيط طبيعي به نظر ميرسد تمام مشخصههاي ضروري براي يك كتابخانه را در خود جاي داده بود. در طراحي داخلي اين كتابخانه از مصالح ارزانقيمت استفاده شده بود اما مانند ساير آثار معماران هلندي توجه ويژه به جزئيات و ظرافت كار در اين ساختمان هم ديده ميشد. اگر كتابخانه دانشگاه دلف، سقف چمني و شيبدارش را نداشت و آنقدر متواضعانه در بافت سبز اطرافش جا خوش نكرده بود، نميتوانست به يك اثر معماري به يادماندني تبديل شود. تضاد موجود بين فروتني اين ساختمان در مواجهه با بافت اطراف از يك طرف و عنصر شاخص مخروطي آن از طرف ديگر براي من يادآوريكننده اين بود كه تضاد، اگر با دقت و دانسته به كار برده شود، چگونه ميتواند براي ايجاد حسوحال موردنياز طراح به كار بيايد و اثر معماري مورد طراحي را قابل توجه و شاخص كند.






