در بررسی آثار معماری در ادوار مختلف تاریخ، می‌توان به رابطه‌ی مستقیم و عمیق بین نحوه‌ی نگرش و ایدئولوژی بشر نسبت به هستی و اعتقادات او و به‌طور کلی آنچه فرهنگ می‌نامیم، با آنچه به‌عنوان اثر معماری عرضه می‌نماید، پی برد. به این معنی که نحوه‌ی تفکر و تفسیر انسان از هستی، در شکل‌گیری معماری او به‌شدت تأثیرگذار بوده است.

به عبارت دیگر، آنچه به‌عنوان کالبد معماری شکل می‌گیرد، متأثر از کیفیات روحی است که خالق آن اثر مدنظر داشته است؛ درست به‌مثابه‌ی نقاشی کودکی که از روی آن می‌توان به نحوه‌ی تفکر و حالات روانی کودک در هنگام خلق نقاشی‌اش پی برد.

معماری فولدینگ چیست؟

مقدمه

در بررسی آثار معماری در ادوار مختلف تاریخ، می‌توان به رابطه‌ی مستقیم و عمیق بین نحوه‌ی نگرش و ایدئولوژی بشر نسبت به هستی و اعتقادات او و به‌طور کلی آنچه فرهنگ می‌نامیم، با آنچه به‌عنوان اثر معماری عرضه می‌نماید، پی برد. به این معنی که نحوه‌ی تفکر و تفسیر انسان از هستی، در شکل‌گیری معماری او به‌شدت تأثیرگذار بوده است. به عبارت دیگر، آنچه به‌عنوان کالبد معماری شکل می‌گیرد، متأثر از کیفیات روحی است که خالق آن اثر مدنظر داشته است؛ درست به‌مثابه‌ی نقاشی کودکی که از روی آن می‌توان به نحوه‌ی تفکر و حالات روانی کودک در هنگام خلق نقاشی‌اش پی برد.

مقارن با تحولات عظیمی که در چند قرن اخیر در حوزه‌ی تفکر صورت گرفته است، معماری نیز دستخوش دگرگونی‌هایی گردیده که بازخورد آن را می‌توان در تعدد سبک‌ها مشاهده کرد. به این معنی که معماری، بازتاب‌دهنده‌ی آن تفکرات است. هر تفکر جدید یا نظریه‌ی علمی تازه، باعث ایجاد سبکی نو در معماری شده است.

در این مطالعه، ابتدا مقدمات فلسفی مرتبط با موضوع بررسی شده، سپس به تعریف فولدینگ در معماری و در ادامه به نمونه‌هایی از آثار معماران در این حوزه پرداخته شده است. در نهایت، فهرست منابع مورد استفاده در پایان ارائه شده است.

معماری فولدینگ

معماری فولدینگ یکی از سبک‌های مطرح در دهه‌ی پایانی قرن گذشته بود. فلسفه‌ی فولدینگ برای نخستین بار توسط فیلسوف و معمار فقید فرانسوی، دلوز، مطرح شد. وی همچون دریدا، از جمله فلاسفه‌ی مکتب پسا‌ساختارگرایی محسوب می‌شود. دلوز نیز مانند دریدا، اساس اندیشه‌ی خود را بر زیر سؤال بردن بینش مدرن و مکتب ساختارگرایی قرار داد.

فلسفه‌ی دلوز، یک فلسفه‌ی افلاطون‌ستیز و دکارت‌ستیز است. به عبارت دیگر، می‌توان بیان نمود که فولدینگ یک طرح ضد دکارتی است. از نظر دلوز، هستی از زیربناهای عقل ریاضی استخراج نشده است. وی در کتاب معروف خود، ضد ادیپ: سرمایه‌داری و اسکیزوفرنی (۱۹۷۲)، خرد مدرن را مورد پرسش قرار می‌دهد.

از نظر دلوز، خرد همه‌جایی است. فلسفه‌ی فولدینگ، منطق ارسطویی را نیز زیر سؤال می‌برد. از نظر این فلسفه، هیچ ارجحیتی در جهان وجود ندارد؛ زیربنا و روبنا وجود ندارد. معماری فولدینگ به دنبال کثرت است و می‌خواهد سلسله‌مراتب را از بین ببرد. این فلسفه در پی از بین بردن دوگانگی‌هاست.

فولد یعنی چین و لایه؛ یعنی لایه‌های هزار‌تو. هر لایه در کنار لایه‌ی دیگر قرار دارد و همه‌چیز در کنار هم است. هیچ اندیشه‌ای بر دیگری ارجحیت ندارد و تفسیری بالاتر از دیگری نیست؛ همه‌چیز افقی است.

به عبارت دیگر، فولدینگ می‌خواهد منطق دوارزشی را دیکانستراکت کند و کثرت و تباین را جایگزین آن نماید. فولدینگ نیز مانند دیکانستراکشن، در پی از بین بردن مبناهای فکری تمدن غرب، به‌خصوص منطق و ریاضی‌گونه‌ی مدرن است.

فولدینگ، عمودگرایی، طبقه‌بندی و سلسله‌مراتب را مردود می‌داند و به‌جای آن، افقی‌گرایی را مطرح می‌کند. از نظر فولدینگ، همه‌چیز هم‌سطح است. دلوز در کتاب خود به نام فولد، لایبنیتز و باروک (۱۹۸۲)، جهان را چنین تبیین می‌کند:

«جهان به‌عنوان کالبدی از فولدها و سطوح بی‌نهایت که از طریق فضا و زمان فشرده، درهم پیچ‌وتاب خورده و پیچیده شده است.»

دلوز، هستی و اجزای آن را همواره در حال شدن می‌بیند. یکی از موارد کلیدی در مباحث مطرح‌شده توسط دلوز، افقی‌گرایی است. دلوز به همراه یار همفکر خود، فلیکس گاتاری، مقاله‌ای با نام ریزوم را در سال ۱۹۷۶ در پاریس منتشر کرد. این موضوع در کتاب هزار سطح صاف (۱۹۸۰) به‌صورت کامل‌تر توسط این دو مطرح گردید.

ریزوم گیاهی است که برخلاف سایر گیاهان، ساقه‌ی آن به‌صورت افقی و در زیر خاک رشد می‌کند. برگ‌های آن خارج از خاک قرار دارند. با قطع بخشی از ساقه‌ی آن، این گیاه از بین نمی‌رود، بلکه از همان نقطه در زیر خاک گسترش می‌یابد و جوانه‌های تازه ایجاد می‌کند. این دو متفکر با مطرح نمودن بحث ریزوم، سعی در بنیان‌فکنی اندیشه‌ی غرب کردند و اصول اولیه‌ی آن را زیر سؤال بردند. از نظر آن‌ها، عقلانیت غرب به‌صورت سلسله‌مراتب عمودی، درخت‌گونه و مرکزمدار است.

معماری فولدینگ

داریوش شایگان، اندیشمند معاصر، در این‌باره می‌نویسد:

«به زعم آنان ـ دلوز و گاتاری ـ تفکر غرب قرن‌ها در استیلای الگوی درخت‌وار بوده است. همه‌ی رشته‌های مطالعاتی، اعم از گیاه‌شناسی، الهیات و هستی‌شناسی، از این الگو تأثیر پذیرفته‌اند. فلاسفه همواره در جست‌وجوی بنیاد و ریشه بوده‌اند. آن‌ها نظام‌های رده‌بندی‌شده ایجاد کرده‌اند که شامل مراکز تولید معنا و مفهوم‌سازی و دستگاه‌های خودکار مرکزی، همچون حافظه‌های سازمان‌یافته، بوده است.»

در نقطه‌ی مقابل نظام درخت‌وار، ریزوم و چندپارگی قرار دارد. ریزوم در نفس خود متعدد است؛ تعددی آزاد از قید یگانگی. نظام مبتنی بر تعدد، قطعاً یک ریزوم است و با ریشه و انشعابات آن تفاوت دارد. ریزوم خود صورت‌های گوناگون دارد؛ از گسترش سطحی منشعب در همه‌ی جهات گرفته تا برآمدگی و غده.

پس ریزوم عامل ارتباط و دگرزایی است و امکان ایجاد شبکه‌ای بی‌پایان را فراهم می‌کند، زیرا هر نقطه از آن می‌تواند به نقاط دیگر وصل شود. برخلاف درخت که در نقطه‌ای ثابت ریشه می‌گیرد، ریزوم حتی هنگامی که شکسته یا از هم گسسته شود، باز می‌تواند حیات خود را از سر گیرد و در جهت‌های دیگر رشد کند.

ریزوم، درعین‌اینکه لایه‌لایه و وابسته به مکان است، می‌تواند از جای خود برکنده شود و پیش رود و حلقه‌های پیوند و شبکه‌های ارتباطی جدید ایجاد کند. این خاصیت پیامدهایی دربر دارد: ریزوم می‌تواند سبب ارتباط نظام‌های بسیار متفاوت و حتی نامتجانس شود. ریزوم متشکل از واحدهای مختلف نیست، بلکه از تجمع جهت‌های گوناگون تشکیل شده است؛ نه آغازی دارد و نه پایانی، همیشه در بین راه است و ماهیت آن بی‌وقفه تغییر می‌یابد.

بنابراین، ریزوم عامل دگردیسی دائمی است. مانند درخت، حاصل تولیدمثل نیست، بلکه ضد تبار است. برخلاف گرته‌ها و طرح‌های نقاشی که مدام عین خود را تولید می‌کنند، ریزوم نقشه‌ای است که همواره قابلیت برهم‌خوردن، ایجاد پیوند و تغییر را دارد و راه‌های ورود و خروج آن متعدد است.

ریزوم نظامی فاقد مرکز و رده‌بندی، عاری از دلالت و بدون راهبر است. مانند درخت در قالب فعل «بودن» متحقق نمی‌شود، بلکه چون به‌طور نامحدود گسترش می‌یابد، شبکه‌ای از حروف ربط («و… و…») را به هم می‌تند. از همین رو، قادر است فعل بودن را ریشه برکند و آن را هزار تکه کند.

دلوز نیز مانند دریدا، قرائت تک‌معنایی را مردود می‌داند و معتقد به قرائت‌ها و تفسیرهای مختلف و تفاهم، تعامل و تحمل این قرائت‌ها نسبت به یکدیگر و در کنار یکدیگر است.

معماری فولدینگ
معماری فولدینگ

شایگان درباره‌ی نظر دلوز می‌نویسد:

«هیچ واقعه، هیچ پدیده، هیچ کلمه و هیچ اندیشه‌ای وجود ندارد که معانی متعدد نداشته باشد. نتیجتاً تنها جهان قابل شناسایی، جهان تمایزها است؛ یا به عبارتی، جهان تفسیرها؛ زیرا ارزیابی این چیز و آن چیز و کار ظریف سنجش چیزها و معانی هر یک، به والاترین هنر فلسفه، یعنی تفسیر، تعلق دارد. هیچ چیز خارج از تفسیرهای متنازع وجود ندارد.»

بابک احمدی، مؤلف و محقق معاصر، درباره‌ی اندیشه‌ی دلوز می‌نویسد:

«راه‌های بی‌شمار به خانه‌ای می‌رسند، درهای متعدد قصر باز و بسته می‌شوند. همه‌چیز چندگونگی معنا را تثبیت می‌کند.»

بحث فولدینگ در معماری از اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ مطرح شد و به‌تدریج اکثر معماران نامدار سبک دیکانستراکشن، مانند پیتر آیزنمن، فرانک گهری، زاها حدید و حتی معمار مدرنیست فیلیپ جانسون، به این سمت گرایش پیدا کردند. از دیگر معماران و نظریه‌پردازان سبک فولدینگ می‌توان از بهرام شیردل، جفری کیپنیز، گرگ لین و چارلز جنکز نام برد. همانند دیکانستراکشن، خاستگاه فلسفه‌ی فولدینگ در فرانسه و معماری فولدینگ در آمریکا بوده است.

این معماران در کارهای جدید خود، پیچیدگی را با وحدت یا تقابل نشان نمی‌دهند، بلکه به‌صورت نرم و انعطاف‌پذیر، پیچیدگی‌ها و گوناگونی‌های مختلف را در هم می‌آمیزند. این کار باعث از بین رفتن تفاوت‌ها نمی‌شود و همچنین موجب ایجاد یک پدیده‌ی همگون و یکپارچه نیز نمی‌گردد؛ بلکه این عوامل و نیروها به‌صورت نرم و انعطاف‌پذیر در هم می‌آمیزند. هویت و خصوصیت هر یک از این عوامل در نهایت حفظ می‌شود؛ مانند لایه‌های درونی زمین که تحت فشارهای خارجی تغییر شکل می‌دهند، درعین‌حال که خصوصیات خود را حفظ می‌کنند.

نظریه‌ی دیکانستراکشن، جهان را به‌عنوان زمینه‌هایی از تفاوت‌ها می‌دید و این تضادها را در معماری شکل می‌داد. این منطق تضادگونه، در حال نرم شدن است تا خصوصیات بافت شهری و فرهنگی را به‌گونه‌ای بهتر مورد استفاده قرار دهد.

دیکانستراکشنیست‌ها، عدم هماهنگی‌های درون برنامه را در ساختمان و سایت نمایش می‌دادند و این نقطه‌ی آغاز در برنامه‌ی آن‌ها بود. ولی آن‌ها هم‌اکنون این تفاوت‌ها را به‌صورت تقابل نشان نمی‌دهند، بلکه آن‌ها را به‌صورت انعطاف‌پذیر در هم می‌آمیزند و یک منطق سیال و مرتبط را دنبال می‌کنند.

اگر در گذشته پیچیدگی و تضاد از دل تقابل‌های درونی برنامه بیرون می‌آمد، در حال حاضر خصوصیات مکانی، مصالح و برنامه به‌صورت انعطاف‌پذیر روی یکدیگر تا می‌شوند، درحالی‌که هویت هر یک حفظ می‌شود.

معماری فولدینگ در مقیاس شهری، در جایی بین زمینه‌گرایی و بیان‌گرایی قرار دارد. فرم‌های انعطاف‌پذیر نه به‌صورت کامل هندسی هستند و نه به شکل‌های دلبخواهی. در مقیاس شهر، این لایه‌های تا‌شده و انعطاف‌پذیر، نه نسبت به بافت مجاور خود بی‌تفاوت‌اند و نه کاملاً مطابق با آن؛ بلکه از شرایط محیطی بهره می‌جویند و آن‌ها را در منطق پیچ‌خورده و منحنی خود جای می‌دهند.

گرگ لین در تعریف معماری فولدینگ می‌گوید:

«فولدینگ یعنی تلفیق نمودن عوامل نامربوط در یک مخلوط به‌هم‌پیوسته.»

در این رابطه، می‌توان لایه‌های رسوبی در کوه‌ها را مثال زد که بر اثر فشارهای درونی زمین، روی یکدیگر خم شده و پیچ‌وتاب خورده‌اند. درعین‌حال که هر لایه خصوصیات درونی خود را حفظ کرده است، با لایه‌های مجاور خود درگیر شده و لایه‌ها به‌صورت انعطاف‌پذیر در کنار یکدیگر انحنا پیدا کرده‌اند.

برج سیرز، طرح گرگ لین

معماری فولدینگ

معماری فولدینگ، معماری نئوباروک نیز نامیده می‌شود. در معماری باروک، سبک‌های یونانی، رومی، شرقی، رومانسک، گوتیک و کلاسیک روی یکدیگر تا می‌شوند و کالبد بنا و سطوح مواج دیوارها نسبت به شرایط انعطاف‌پذیرند؛ همان‌گونه که در معماری فولدینگ، انعطاف‌پذیری احجام و سطوح مختلف توسط علم جدید، که همان رایانه است، انجام می‌شود.

رایانه قادر است بین دو شکل، شکل‌های میانی را برای انتقال نرم یکی به دیگری ایجاد کند. این انتقال نرم مدت‌هاست که در فیلم‌های تبلیغاتی، فیلم‌های ویدیویی و فیلم‌های سینمایی انجام می‌شود. در فیلم ویدیویی مایکل جکسون به نام سیاه و سفید، تصویر صورت چند فرد مختلف که از نظر رنگ، جنسیت و سن متفاوت بودند، در مقابل چشمان حیرت‌زده‌ی تماشاگران تلویزیون، از یکی به دیگری تبدیل می‌شد؛ بدون آنکه بیننده احساس کند این لایه‌های بین دو صورت کاملاً متفاوت، به‌صورت تصنعی یا ناهمگون به یکدیگر تبدیل می‌شوند.

همچنین در فیلم نابودگر ۲ (Terminator 2)، هنرپیشه‌ای که نقش منفی داشت، می‌توانست کالبد خود را به صورت جیوه درآورد و همانند جیوه در هر شرایطی تغییر حالت دهد؛ به‌گونه‌ای که روی کف زمین به‌صورت یک کف‌پوش پهن شود و سپس از روی کف بلند شده و به شکل انسان یا حالت‌های دیگر درآید. امروزه با استفاده از رایانه، این انتقال و تغییر شکل به‌راحتی قابل اجرا است و معماران فولدینگ سعی می‌کنند معماری را با علم روز همگون و همسو سازند.

در این رابطه، بهرام شیردل در مصاحبه‌ی خود در مجله‌ی آبادی می‌گوید:

«فکر من و همکارانم در معماری و شهرسازی، قابل انعطاف کردن فضاها است، به‌گونه‌ای که جواب‌گوی تفاوت‌های بی‌شماری باشد… همیشه معتقد بوده‌ام باید معماری جدیدی به وجود آید که با افکار و زندگی زمان خود انطباق داشته باشد و فرهنگ و تمدن موجود را غنی‌تر کند… انسان با گذشت زمان، افکار و خصوصیاتش تغییر می‌کند؛ برعکس سایر جانداران، معماری هم باید به تبع آن تغییر کند.»

اصطلاح «فرم ضعیف» یا Weak Form را پیتر آیزنمن، به‌عنوان بانی طرح فلسفه‌ی فولدینگ در حوزه‌ی معماری، مطرح کرده است. فرمی که قابل انعطاف است و خود را با شرایط محیطی وفق می‌دهد. بنابراین، فرم‌ها یا لایه‌های معماری فولدینگ، در مجاور و هم‌تراز یکدیگر، به‌صورت انعطاف‌پذیر و در انطباق با شرایط کلی کالبدی، اجتماعی و تاریخی محیط در سایت قرار می‌گیرند.

آیزنمن در طرح خود برای مرکز گردهمایی کلمبوس (۱۹۹۰–۱۹۹۲)، موضوع اشاره‌شده‌ی فوق را به‌صورت کالبد معماری نشان داده است. به‌طور کلی، در اکثر شهرهای بزرگ آمریکا، ساختمانی به نام مرکز گردهمایی وجود دارد. در این نوع ساختمان‌ها، به‌صورت مستمر جلسات، سخنرانی‌ها و نمایشگاه‌های مختلف از طرف اصناف، سازمان‌ها و نهادهای گوناگون که موقعیت محلی، ملی یا بین‌المللی دارند، برگزار می‌شود.

مرکز گردهمایی کلمبوس در شمال مرکز شهر کلمبوس و واقع در مرز بین مرکز شهر و قسمت‌های شمالی شهر قرار دارد. در سمت غرب ساختمان، های‌استریت که یکی از دو خیابان اصلی شهر است، عبور می‌کند و از جنوب تا شمال و مرکز شهر را به یکدیگر متصل می‌سازد. از سه طرف دیگر سایت، بزرگراه‌های سرتاسری و خطوط راه‌آهن عبور می‌کنند و پل‌های متعدد چندطبقه در اطراف سایت، این خطوط را به یکدیگر متصل کرده‌اند. به عبارتی، در غرب سایت مهم‌ترین مسیر ارتباطی محلی و داخل‌شهری و در سه طرف دیگر سایت، خطوط ارتباطی داخل و بین‌شهری قرار دارد.

تصمیمات اتخاذشده یا اطلاعات کسب‌شده در گردهمایی‌های داخل این ساختمان، از طریق خطوط تلفن، فاکس و اینترنت و همچنین مطبوعات و رسانه‌های مختلف به سراسر کشور منتقل می‌شود. بنابراین، از یک طرف این ساختمان مرکز تبادل اطلاعات است و لایه‌های مختلف ارتباطی از این مرکز، اطلاعات را به مناطق و مراکز مختلف منتقل می‌کنند. از طرف دیگر، این مکان مرکز خطوط ارتباطی محلی و بین‌شهری است و لایه‌های مختلف راه‌های ارتباطی از چهار طرف این ساختمان عبور می‌کنند.

آیزنمن این چندگانگی خطوط اطلاعاتی و راه‌های ارتباطی در عصر ابررسانه‌ها را در ساختمان خود به‌صورت کالبدی به نمایش گذاشته است. لایه‌های مختلف ساختمان در حالت افقی، به‌صورت هم‌تراز و با موقعیت همسان در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و مجموع این لایه‌ها کلیت واحدی را به نام مرکز گردهمایی کلمبوس تشکیل داده‌اند.

نکته‌ی حائز اهمیت دیگر در طرح آیزنمن، این است که ساختمان دارای یک دوگانگی در مقیاس است که به هر دوی آن‌ها بدون ارجحیت یکی بر دیگری توجه شده است. یکی مقیاس بزرگ شهر است و از دید داخل برج‌های مرتفع مرکز شهر، این ساختمان مقیاسی در حد بزرگراه‌های اطراف خود دارد. همچنین از دید عابر پیاده در مجاورت خیابان اصلی شهر، مقیاس ساختمان خرد شده و مقیاس آن در حد مقیاس نسبتاً کوچک ساختمان‌های محلی اطراف خیابان است.

یکی دیگر از پروژه‌های جالب‌توجه در این سبک، سرنگون ساختن برج سیرز در شهر شیکاگو توسط گرگ لین است. برج سیرز، با ارتفاع ۱۱۰ طبقه، مرتفع‌ترین ساختمان ساخته‌شده به سبک مدرن است. این ساختمان توسط شرکت معتبر S.O.M بین سال‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۴ ساخته شد. مهندس معمار آن بروس گراهام و مهندس سازه‌ی آن فضلور خان ــ پاکستانی‌تبار ــ بود.

این ساختمان نماد و نمود کامل سبک مدرن و اندیشه‌ی مدرن است. نمای خارجی برج، تماماً با شیشه‌هایی به رنگ برنز و آلومینیوم سیاه‌رنگ پوشش شده است و می‌توان آن را دنباله‌ی شیوه‌ی میس وندروهه و شعار «کمتر، بیشتر است» دانست. این برج از نه مکعب مستطیل چسبیده به هم تشکیل شده که به‌صورت سلسله‌وار، هرکدام تا ارتفاع معینی بالا می‌روند. دو مکعب مستطیل آخر به ارتفاع ۴۴۳ متر می‌رسند.

فضلور خان برای هر مکعب مستطیل، ۲۵ ستون فلزی در نظر گرفت. بنابراین، برج سیرز از نه لایه ــ مکعب مستطیل ــ و هر لایه از ۲۵ لایه ــ سیستم سازه ــ تشکیل شده است. گرگ لین در پروژه‌ی خود، به‌صورت نمادین، با تبر و تیشه به ریشه‌ی این نماد مدرنیته و معماری مدرن زد و عمودگرایی را به افقی‌گرایی تبدیل کرد.

پس از انداختن برج به روی زمین، لین لایه‌های هندسی طویل و قائم‌الزاویه‌ی آن را بر طبق شرایط سایت، در بین رودخانه، خیابان و ساختمان‌های مجاور، همانند نوارهای خمیری‌شکل، در کنار یکدیگر قرار داد.

این لایه‌ها، درعین‌اینکه هر یک خصوصیات خود را حفظ کردند، با توجه به شرایط موجود در سایت، به حالت نرم و انعطاف‌پذیر، به‌صورت افقی و بدون هیچ‌گونه ارجحیتی در بین عوامل موجود در سایت قرار گرفتند.

معماری ارگانیک، نام دیگری است که می‌توان به معماری فولدینگ لقب داد؛ زیرا ساختمان‌های ساخته‌شده به این سبک، با توجه به شرایط محیطی شکل می‌گیرند و گسترش می‌یابند. تاکنون در ایران هیچ ساختمانی به سبک فولدینگ ساخته نشده است. راسته‌های مجاور هم در بازارهای سنتی ما، نزدیک‌ترین شکل کالبدی با مفهوم فولدینگ هستند.

منابع زیر برای مطالعه بیشتر سبک معماری فولدینگ :

  • قبادیان، وحید. مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب. تهران : دفتر پژوهشهای فرهنگی،1382
  • احمدی ،بابک.ساختار و تا ویل متن .تهران: نشر مرکز،1375.
  • شایگان،داریوش.افسون زدگی جدید،هویت چهل تکه و تفکر سیار.نشرفرزان.تهران: 1380.
  • گفتگو با بهرام شیردل. مجله آبادی،شماره 13،سال چهارم. 
  • هستی شناسی دلوز، آیزنمن و خلاقیت.جیمز ویلیامز.ترجمه: محمد رضا ارشاد. مجله معماری و فرهنگ،شماره 17.
  • مقاله (( ميل و تمنا؛ مفهومي سخت انقلابی)) (درباره انديشه هاي ژيل دلوز) روزنامه اطلاعات 9 بهمن 1382.
  • حقیقی،مانی.سرگشتگی نشانه ها.تهران:نشر مرکز،1374.
  • www.eisenmanarchitects.com
  • www. Gl forms.com
  • Deconstruction & Reconstruction
  • Peter Eisenman & Robb Krier,1988.
  • Re: Working Eisenman
  • Eisenman Architects.1991.
  • Folding Architecture
  • Greg Lynn & Marcus Novac.1994

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *