معماری حواس: فراتر از یک تجربه بصری
معماران مختلف را میتوان از نحوهٔ تاکید آنان بر کیفیت ادراک حسی از یکدیگر متمایز کرد. در کنار معماری غالب بیناییمحور، معماری بساوایی با تاکید بر به نمایش گذاشتن عضلات و پوست به وجود میآید. همچنین معماریهایی وجود دارند که بر قلمروهای شنوایی، بویایی و چشایی تاکید دارند.

نمونههای برجسته در معماری چندحسی
برای مثال، معماری لکوربوزیه و ریچارد مه یر، به وضوح تمایل به بینایی دارد؛ (گرچه کارهای انتهایی لکوربوزیه در به نمایش گذاشتن سنگینی و حضور موثر ماده، در تجارب بساوایی تاکید دارند). از سوی دیگر معماری اکسپرسیونیسمی که با اریش مندلسون و هانس شارون شروع میشود با سرکوب بیناییمحوری، تمایل به شکلپذیری بساوایی و عضلانی داشت. آثار معماری فرانک لوید رایت و آلوار آلتو مبتنی بر شناختی عمیق از شرایط جسمانی انسان و انبوهی از واکنشهای غریزی نهفته در ناخودآگاه انسان است. در معماری امروز، برای مثال در کارهای گلن مورکات، استیون هال و پیتر زومتور انبوهی از تجارب احساسی بسط یافته است.
آلوار آلتو و تاکید بر تجربه جسمانی
آلوار آلتو به طور آگاهانه در بهکارگیری تمامی ادراک حسی در معماریاش علاقهمند بود. تمایلات حسی او در طراحی مبلمان به وضوح اهمیت این موضوع را آشکار میکند:
«قطعه مبلمان که به پارهای از عادات روزمره مشخص شکل میدهد نباید باعث به وجود آوردن انعکاس نور شدید شود. همچنین طراح نباید در زمینهٔ صدا، جذب صدا و غیره بیتفاوت باشد. مبلمانی که در نزدیکترین تماس با بدن است، مثل صندلی، نباید از مصالحی ساخته شود که بیش از حد گرما را انتقال دهد.»
آلتو به وضوح بیشتر علاقهمند به نحوهٔ رویارویی شیء با بدن شخص مصرفکننده بود تا زیباشناسی بصری صرف. معماری آلتو حضوری عضلانی و بساوایی را در معرض نمایش قرار میدهد و جابجاییها، تقابلهای نامتوازن، بینظمیها و چندآواییها را به منظور برانگیختن تجارب جسمانی، عضلانی و بساوایی در هم میآمیزد. جزئیات و بافتهای سطح پرکار او که نتیجه هنر دست است، احساس لامسه را فرا میخواند و فضایی از صمیمیت و گرما خلق میکند. به جای ذهنیتگرایی غیرجسمانی دکارتی معماری وابسته به چشم، معماری آلتو بر مبنای واقعیتگرایی احساسی است. ساختمانهای او بر مبنای ایده یا تصور غالب منفرد ساخته نمیشوند؛ بلکه توده متراکمی از بهکارگیری احساسات هستند و آنها حتی برخی اوقات در ترسیمها، بسیار ضمخت و حلنشده به نظر میآیند. اما پس از ساخت از جهت رویارویی فضایی و فیزیکی از آنها بهعنوان بناهایی قابل تقدیر یاد میشود، نه بهعنوان ساختارهایی مبتنی بر بینایی ذهنی.
منبع: کتاب چشمان پوست؛ معماری و ادراک حسی



