بازنمایی هویتهای پستمدرن در فضاهای مسکونی شهر با تأکید بر شهرهای ایران
در ایران، خانههای معاصر از دهه ۴۰ به بعد با تقلیل نقش فضا روبرو شدهاند. روند حذف فضا و عدم توجه به سازمانیابی خلاق آن در واحدهای مسکونی معاصر، سریعتر بوده و بر مفهوم و مصداق خانه و سکونت تأثیر گذاشته است.
تحول سازمان فضایی خانه در دوران معاصر ایران
در ایران، خانههای معاصر از دهه ۴۰ به بعد با تقلیل نقش فضا روبرو شدهاند. روند حذف فضا و عدم توجه به سازمانیابی خلاق آن در واحدهای مسکونی معاصر، سریعتر بوده و بر مفهوم و مصداق خانه و سکونت تأثیر گذاشته است.
تعویض به جای ترمیم: آنچه در شهرهای ما اتفاق افتاد، عدم دخالت بهموقع در بافتهای تاریخی، هماهنگ نکردن این بافتها در برابر اتومبیل و مرمت نکردن آنها بود. نتیجه آن شد که در مقابل انتخاب اتومبیل یا بافت تاریخی، اتومبیل برگزیده شد و در مقابل پیدایش جلوههای جدید شهری، بافت تاریخی مورد جراحی قرار گرفت. این یکی از مهمترین پدیدههای تغییر شیوه زندگی بود که تعویض بر جای ترمیم نشست. (حائری مازندرانی، ۱۳۸۷: ۵۳)
غلبه اشیاء بر سازمان فضایی خانه و کمرنگ شدن نقش فضا: معماران ما که عموماً دانش معماری خود را از خارج کشور کسب کرده بودند، الگوهای فضایی جدیدتری را عرضه کردند که چون مجهز به آب لولهکشی، برق، تلفن و… بود، به شدت مورد استقبال قرار گرفت. راحتی خانههای کوچک در مقابل مشکلات خانههای قدیمی، نزدیکی حمام و دستشویی و توالت به اتاقها، پیدایش اشیاء جایگزین فضاها مانند یخچال و فریزر و… در زمانی بسیار کوتاه، گذار خانه و سکونت را به بدیلهای دیگری تبدیل ساخت. (حائری مازندرانی، ۱۳۸۷: ۵۴)
آنچه در ایران در چهار دهه گذشته رخ داده، عبارت است از گنجاندن مفهوم زندگی در عملکرد و تقلیل مفهوم عملکرد به یکی از نیازهای بیولوژیک مانند خواب و خوراک.
بدین شکل، نقش اشیاء در خانه است که اهمیت پیدا کرده. اهمیت اشیاء و آرایش آنها در سازمان فضایی خانههای معاصر بنیادین است. آنقدر بنیادین که با جابجایی آنها فضا هویت پیدا میکند و تحقق درست عملکردها در گرو وجود و آرایش اشیاء خانه است. در چنین وضعیتی تعیینکنندگی نقش فضاها به اشیاء واگذار میشود. (حائری مازندرانی، ۱۳۸۷: ۶۱)
نتیجهگیری
در دوره مدرن و معاصر، سیاستها و برنامهریزیهای کلان دولت و شهرداریها در زمینه فضاهای شهری، خانهسازی و تولید انبوه، نقش مؤثری در چگونگی فرهنگ خانه معاصر داشته و دارد. اما در شرایط جامعه پیشامدرن، دولتها نقشی در زمینه خانهسازی نداشتند و خانه بیش از هر چیز مقوله و امری خصوصی تلقی میشد. امروزه خانه بخشی از فضای شهر است و لاجرم باید متناسب با ساختارهای محلی، محلهای و شهری و همچنین سیاستهای کلان ملی ساخته شود. در این شرایط مردم تنها در زمینه «درون خانهها» قادر به انتخاب سبک و سلیقه خاص خود هستند.
بدین معنی، خانه مقولهای از جنس فرهنگ است. به زبان کارکردگرایانه مالینوسکی، خانه نوعی «نیاز زیستی» است که «فرهنگ خانه» برای پاسخگویی به این نیاز شکل گرفته و در کلیت نظام اجتماعی و فرهنگ انسانی ادغام و سازگار شده است. اینکه چه نمادها و نشانههایی در خانه بهکار ببریم؟، درباره آن چه احساس و تلقیای داشته باشیم؟، چه کارها و فعالیتهایی در آن انجام بدهیم یا انجام آنها در خانه را ممنوع کنیم؟، چگونه خانه خود را توصیف و ترسیم نماییم؟ و… بهواسطه «فرهنگ خانه»، در هر جامعهای پاسخ داده میشود. فرهنگ خانه زیرمجموعهای از کلیت فرهنگ جامعه است. از این رو است که هر جامعهای فرهنگ خاص خود را دارد، فرهنگی که متناسب با تاریخ و جغرافیا و تجربههای یک ملت و قوم شکل میگیرد و با تغییر فرهنگ و شرایط اجتماعی، فرهنگ خانه نیز تغییر میکند. و بدین ترتیب دورههای مختلف تاریخی، فرهنگهای خانه مختلف را بهوجود آورده و همچنان بهوجود خواهد آورد. از این منظر ما در بحث فرهنگ و خانه نه با «فرهنگ خانه» بهمثابه مقوله منفرد و انتزاعی و جهانشمول، بلکه با «فرهنگهای خانه» بهمثابه مقولهای تجربی، عینی، متکثر و متنوع سروکار داریم.
فردگرایی که در سیر تغییرات و تحولات هویت انسان در گذر زمان بروز پیدا کرد، در عرصههای مختلف میتواند تأثیرگذار باشد. خانه یکی از این عرصهها است. میل به داشتن خانه شخصی مستقل، تخصیص یافتن فضای خصوصی به هر یک از افراد خانه (اتاق فرزندان، اتاق خواب والدین،…)، اهمیت یافتن کارکرد حریم خصوصی، تنوع یافتن سبکهای دکوراسیون و آرایش منزل،… همگی بخشی از فرآیند فردی شدن خانه است. این فرآیند، بهنوعی واکنشی است در برابر همگنسازی فرهنگ خانه، که بهواسطه گسترش الگوهای معماری و خانهسازی _ که عمدتاً ابتدا در کشورهای غربی و متناسب ارزشهای آنها ظاهر میشود و سپس به کشورهای دیگر گسترش مییابد _ بهوجود میآید.
پیامد بهکارگیری این استانداردهای رسمی میتواند سبک خانه و حتی روابط درون خانهها را تغییر دهد و این نکتهای است که افراد کمتر به آن توجه میکنند.
منابع
فارسی:
- اژه، مارک (۱۳۸۷). نامکانها: درآمدی بر انسانشناسی سوپرمدرنیته، ترجمه منوچهر فرهومند. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی.
- بهزادفر، مصطفی. (۱۳۸۶). هویت شهر (نگاهی به هویت شهر تهران). تهران: سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران. مؤسسه نشر شهر.
- پاپلی یزدی و رجبی سناجردی، محمد حسین و حسین (۱۳۸۶). نظریههای شهر و پیرامون. تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت).
- پاکزاد، جهانشاه. (۱۳۷۵). «هویت و این همانی با فضا»، صفه، سال ششم، شماره ۲۲-۲۱.
- جهانگیری و دانشپور و رفیعی، محسن و عبدالهادی و امیررضا (۱۳۸۵). پستمدرنیته و نگرشهای جدید معناشناختی در شهر و شهرسازی، فصلنامه فلسفی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، شماره ۱۲، ۱۷۷-۱۶۱.
- حائری مازندرانی، محمد رضا. (۱۳۸۷). خانه، فرهنگ، طبیعت. تهران: مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی شهرسازی و معماری.
- داوری، رضا. (۱۳۷۵). سنت، مدرنیته و پستمدنیته. تهران: انتشارات صراط.
- فکوهی، ناصر. (۱۳۸۳). انسانشناسی شهری. تهران: نشر نی.
- فکوهی، ناصر. (۱۳۸۵). هویت و بیهویتی شهری، فصلنامه انسانشناسی، سال سوم، شماره ۴، ۱۶-۳.
- قاسمی، محمد علی (۱۳۸۳). هویت در فضای پستمدرن (بررسی آراء چنتال موفی در باب هویت)، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال هفتم، شماره ۲، شماره مسلسل ۲۴، ۲۷۴-۲۵۵.
- قرهباغی، علی اصغر. (۱۳۸۰). تبارشناسی پستمدرن. تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی.
- گروتر، یورگ کورت. (۱۳۸۶). زیباییشناسی در معماری، ترجمه جهانشاه پاکزاد و عبدالرضا همایون. تهران: دانشگاه شهید بهشتی.
- مدنی پور، علی. (۱۳۸۷). فضاهای عمومی و خصوصی شهر، ترجمه فرشاد نوریان. تهران: شرکت پردازش و برنامهریزی شهری.
- نوذری، حسینعلی. (۱۳۷۸). پستمدرنیته و پستمدرنیسم. انتشارات نقش جهان.
- نوربری شولتز، کریستیان. (۱۳۸۱). مفهوم سکونت: بهسوی معماری تمثیلی، ترجمه آزاد محمود امیریاراحمدی. تهران: آگه.
- وارد، گلن. (۱۳۸۳). پستمدرنیسم، ترجمه قادر فخر رنجبری و ابوذر کرمی. تهران: نشر ماهی، چاپ دوم.
- ونتوری، رابرت (۱۳۵۷). پیچیدگی و تضاد در معماری، ترجمه محمود بشارتی راد و ماهان پزشکیان. تهران: شرکت چاپ.
انگلیسی:
- Bachelard, G (1958), Poetics of Space: Boston, 1964.
- Haidegger, Martin. (1927), Being and Time: New York, 1962.
- Rybczynski, Witold. (1978), Home, A Short History and Idea: Penguin Books.
The Representation of Post-Modern Identities in Urban Residential Areas
A Study on Iranian Cities
Abstract:
For a city to be defined within an area and become recognized, it needs a combination of semiology systems with other systems of forms, architecture and urban development. At the time, despite owning a historical identity embodied in their form and architecture, our cities have long been going down the path of shapelessness, whose face is more than anything visible in an architecture and urban planning, void of identity and entangled in avariciousness.
In this article, which looks at urban areas from a post modern point of view, we are attempting to explain the representation of post modern identities in urban areas based on a library research and a comparison of the current social conditions in Iran. Therefore, in this study the historical turns of events related to the issues of identity, urban areas, homes and dwellings are studied.
In the last part of this study, we are considering the mutual effects of man and environment and the ways it is materialized in residential areas and forms identities.
Key Words:
Post Modernism, City, Area, Dwellings, Identity
نویسنده: زینب جواد نیا، گزارش ارائه شده به سمینار انسانشناسی پستمدرن
منبع: تارنما انسانشناسی و فرهنگ




