در فروشگاه آنلاین، کاربر میان صفحه‌ها حرکت می‌کند، محصولات را کنار هم می‌گذارد و برای دیدن جزئیات روی گزینه‌های مختلف مکث می‌کند. دفتر معماری و طراحی مرز این رفتار را در نخستین فروشگاه فیزیکی دیجی‌کالا به یک مسیر ۵۴ متری تبدیل کرده است؛ مسیری مارپیچ که حدود ۷۰ محصول، فضاهای تعاملی و نقاط توقف را به یکدیگر متصل می‌کند.

فروشگاه به‌جای آنکه نسخه‌ای فیزیکی از انبار بزرگ دیجی‌کالا باشد، تعداد محدودی محصول را برای لمس، مقایسه و تجربه حضوری انتخاب کرده است. قوس‌های بیضی شکل سقف و حجم‌های استوانه‌ای بالای مسیر نیز فقط عناصر بصری نیستند؛ هرکدام بخشی از برنامه فروشگاه را مشخص می‌کنند.

مشخصات فروشگاه پرچم‌دار دیجی‌کالا

نام پروژه: فروشگاه حضوری دیجی‌کالا

کارفرما: دیجی‌کالا

طراح: دفتر معماری و طراحی مرز

معمار مسئول: هومن طالبی

معماران پروژه: مهرناز زرین و فرشاد نصیری

موقعیت: تهران، ایران

سال: ۲۰۲۴

مساحت: ۴۰۰ مترمربع

پیمانکار: استودیو ممکن

عکاسی داخلی: Deed Studio

عکاسی خارجی: آرمان شاه‌محمد

کاربری: فروشگاه پرچم‌دار محصولات دیجیتال

مسیر مرور محصولات: مارپیچ ۵۴ متری

ظرفیت نمایش: حدود ۷۰ محصول

بخش‌های تعاملی: درگاه صوت، بازی، موبایل و گالری دیجیتال

نخستین حضور فیزیکی یک فروشگاه آنلاین

در معرفی منتشرشده در سپتامبر ۲۰۲۴، این پروژه نخستین ورود دیجی‌کالا به خرده‌فروشی فیزیکی معرفی شد. پرسش طراحی نیز از همین تغییر آغاز می‌شد: فروشگاهی که سال‌ها رابطه‌اش با مشتری از پشت نمایشگر شکل گرفته، در فضای واقعی چه چیزی می‌تواند ارائه کند؟

پاسخ دفتر مرز، بازسازی ظاهری وب‌سایت در قالب یک فروشگاه نیست. پروژه بیشتر بر تجربه‌هایی تکیه دارد که خرید آنلاین امکان ارائه کامل آن‌ها را ندارد: لمس محصول، شنیدن صدا، بازی‌کردن، مقایسه رو‌در‌رو و حضور در رویدادهای جمعی.

این تصمیم در تعداد محصولات نیز دیده می‌شود. فروشگاه تنها حدود ۷۰ محصول را در مساحتی نزدیک به ۴۰۰ مترمربع نمایش می‌دهد. بنابراین مسئله، بیشینه‌کردن تراکم کالا نیست؛ برای هر محصول و تجربه، جای مشخصی در مسیر تعریف شده است.

مارپیچ ۵۴ متری به‌عنوان مسیر مرور

سازمان اصلی فروشگاه بر یک مسیر مارپیچ استوار است. استندهای محصولات در امتداد این مسیر قرار گرفته‌اند و بازدیدکننده هنگام حرکت، به بخش‌های خدمات مشتری، محل نشستن و فضاهای تعاملی دسترسی پیدا می‌کند.

مارپیچ از یک سو حرکت را هدایت می‌کند و از سوی دیگر، امکان دیدن همه فروشگاه در یک نگاه را کاهش می‌دهد. محصول و فضای بعدی به‌تدریج آشکار می‌شوند. این شیوه سازمان‌دهی، به حرکت کاربر در یک رابط دیجیتال شباهت دارد: اطلاعات هم‌زمان عرضه نمی‌شوند و هر مرحله، انتخاب بعدی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد.

در مرکز مسیر، استندی دایره‌ای برای محصولات ویژه یا برنامه‌های تبلیغاتی قرار گرفته است. این استند نقش یک نقطه تمرکز را دارد؛ درحالی‌که محصولات دیگر در پیرامون و در امتداد حرکت دیده می‌شوند.

بااین‌حال، هدایت قوی مسیر یک پرسش عملی نیز ایجاد می‌کند: آیا مشتری برای رسیدن سریع به یک محصول، مسیر کوتاه‌تری در اختیار دارد؟ پاسخ دقیق به این پرسش به بررسی کامل پلان، ورودی‌ها و مسیرهای جایگزین نیاز دارد و از تصاویر به‌تنهایی به دست نمی‌آید.

فضاهای تجربه

دفتر مرز چند فضای متمایز را با عنوان «درگاه‌های تجربه» تعریف کرده است. قوس‌های بیضوی و حجم‌های استوانه‌ای سقف، موقعیت این درگاه‌ها را در فروشگاه مشخص می‌کنند.

صوتی

درگاه صوت برای آزمایش محصولات شنیداری شکل گرفته است. فناوری واکنش به صدا، موسیقی را با شرایط این محدوده هماهنگ می‌کند و کاربر می‌تواند محصولات صوتی را در فضایی متمرکزتر تجربه کند.

بازی

در این بخش، کنسول و واقعیت مجازی وارد تجربه فروشگاه می‌شوند. نور و رنگ متناسب با محتوای بازی تغییر می‌کنند تا آزمایش محصول از تماشای یک نمایشگر فراتر برود.

موبایل

ایستگاه‌های تعاملی درگاه موبایل امکان بررسی و مقایسه تلفن‌ها را فراهم می‌کنند. ویدئوپروژکتورها اطلاعات هر دستگاه را به فضای پیرامون آن منتقل می‌کنند؛ در نتیجه، داده دیجیتال در کنار محصول فیزیکی دیده می‌شود.

این سه درگاه از یک الگوی واحد پیروی نمی‌کنند. هرکدام متناسب با نحوه استفاده از محصول طراحی شده‌اند: صدا باید شنیده شود، بازی به مشارکت نیاز دارد و تلفن همراه باید امکان مقایسه نزدیک را فراهم کند.

گالری میان فروشگاه و مرکز خرید

بخشی از پروژه به‌صورت یک گالری، فروشگاه را به مرکز خرید رویال متصل می‌کند. دیوارهای LED و نمایش آثار دیجیتال باعث شده‌اند این محدوده فقط نقش ورودی یا فضای عبور را نداشته باشد.

بر اساس توضیحات پروژه، گالری برای برگزاری رویداد، رونمایی محصول و همکاری با هنرمندان نیز در نظر گرفته شده است. این برنامه می‌تواند ریتم استفاده از فروشگاه را تغییر دهد؛ فضایی که در روزهای عادی مسیر ورود است، هنگام یک رویداد به محل تجمع و نمایش تبدیل می‌شود.

در این بخش، مرز تبلیغات، اطلاعات و هنر دیجیتال عمداً روشن و ثابت نیست. کیفیت نهایی آن نیز به محتوایی وابسته است که در طول زمان روی نمایشگرها پخش می‌شود؛ موضوعی که معماری به‌تنهایی تعیین‌کننده آن نیست.

سقف روشن و زمینه تیره

تفاوت اصلی سطوح در تصاویر به‌سرعت دیده می‌شود. سقف روشن و بافت‌دار در مقابل کف و استندهای تیره قرار گرفته است. طبق شرح پروژه، برای کف و استندها از میکروسمنت خاکستری دودی استفاده شده؛ سطحی یکپارچه که اتصال میان مسیر و تجهیزات نمایش را کم‌رنگ می‌کند.

در مقابل، عناصر روشن سقف مانند مجموعه‌ای معلق بر فراز زمینه تیره خوانده می‌شوند. قوس‌ها و استوانه‌ها محل درگاه‌های تعاملی را نشان می‌دهند و نورپردازی، محصولات و نقاط اصلی مسیر را از پس‌زمینه جدا می‌کند. در این فضای داخلی، نقش نور مصنوعی از نور طبیعی مهم‌تر است؛ بنابراین ادعای تنظیم فضا بر اساس تغییر نور روز، با مدارک منتشرشده پشتیبانی نمی‌شود.

در گزارش تکمیلی Parametric Architecture آمده است که برای کنترل انحنای سقف از لوله‌های پلاستیکی و برای پرداخت سطوح منحنی از ماله‌های متناسب با قوس استفاده شده است. این جزئیات نشان می‌دهد هندسه دیجیتال پروژه برای اجرا به ابزارهای کارگاهی و مهارت دستی ترجمه شده؛ نه اینکه مستقیماً از مدل سه‌بعدی به سطح نهایی منتقل شده باشد.

تحلیل معماری آرل؛ فروشگاه به‌عنوان رابط کاربری

از نظر فرم و طراحی داخلی، فروشگاه پرچم‌دار دیجی‌کالا فضای چشمگیری دارد. نمایش محدود و گزیده محصولات، نورپردازی کنترل‌شده و حجم‌های پیوسته سقف، آن را به گالری محصولات دیجیتال نزدیک کرده‌اند. بااین‌حال، معماری یک فروشگاه تنها با کیفیت تصویری آن سنجیده نمی‌شود. امکان نمایش و تغییر کالا، ارتباط فروشنده با مشتری، نگهداری سطوح و آسایش کارکنان نیز بخشی از عملکرد روزانه فضا هستند.

یکی از محدودیت‌های احتمالی طرح، کمبود سطوح صاف و آزاد برای نمایش محصولات است. دیوارهای منحنی هویت فروشگاه را می‌سازند، اما نصب تجهیزاتی مانند تلویزیون یا نمایشگرهای مستطیلی روی آن‌ها ساده نیست. صفحه‌ای تخت بر زمینه‌ای منحنی ممکن است به زیرسازی جداگانه نیاز داشته باشد و از نظر بصری نیز با سطح پشت خود ارتباط کاملی پیدا نکند. این مسئله زمانی مهم‌تر می‌شود که چیدمان محصولات مرتب تغییر کند.

کاربرد میکروسمنت تیره روی کف، کانترها و استندها، زمینه‌ای یکپارچه و کم‌جزئیات ساخته است که محصولات را برجسته‌تر نشان می‌دهد. در مقابل، دوام این سطوح در فضای پرتردد به کیفیت زیرسازی، اجرای لایه نهایی و پوشش محافظ وابسته است. خراش، ضربه یا لکه در محل تماس مستقیم با کالا و مشتری می‌تواند به ترمیم موضعی نیاز داشته باشد؛ ترمیمی که هماهنگ‌کردن دقیق رنگ و بافت آن با سطح قدیمی همیشه آسان نیست. بنابراین جذابیت اولیه متریال باید همراه با هزینه نگهداری و امکان تعمیر آن بررسی شود.

فرم بسته و دایره‌ای بعضی کانترها نیز ممکن است موقعیت فروشنده را محدود کند. در یک فروشگاه محصولات دیجیتال، فروشنده باید بتواند از چند جهت به محصول نزدیک شود، آن را بردارد و هم‌زمان با مشتری تعامل داشته باشد. اگر کانتر فقط یک موقعیت ثابت برای ایستادن یا دسترسی ایجاد کند، نمایش محصول خوب عمل می‌کند اما گفت‌وگو و ارائه عملی آن دشوارتر می‌شود.

تفکیک خدمات نیز اهمیت دارد. فروش، راهنمایی پیش از خرید، پشتیبانی فنی و خدمات پس از فروش به شرایط یکسانی نیاز ندارند. بخش فروش می‌تواند باز و در تماس مستقیم با مسیر حرکت باشد، اما گفت‌وگو درباره تعمیر، تعویض یا اطلاعات مشتری به فضای آرام‌تر و تا حدی خصوصی نیاز دارد. قرارگرفتن همه این فعالیت‌ها در امتداد یک مسیر واحد، بدون کنترل دید و صدا، ممکن است در زمان ازدحام باعث تداخل مراجعه‌کنندگان و کارکنان شود.

در تصاویر منتشرشده، توجه اصلی بر مسیر حرکت و نمایش محصولات قرار دارد و اطلاعات محدودی درباره فضای کارکنان، انبار، محل استراحت و پشت‌صحنه خدمات دیده می‌شود. ارتفاع و فرم برخی کانترها نیز از نظر ارگونومی جای بررسی دارد؛ به‌خصوص برای کارکنانی که ساعت‌های طولانی در یک موقعیت فعالیت می‌کنند. بدون نقشه‌های اجرایی و ابعاد دقیق نمی‌توان درباره این موضوع حکم قطعی داد، اما طراحی فروشگاه باید تجربه کارکنان را به‌اندازه تجربه مشتری جدی بگیرد.

در مجموع، پروژه در ساختن تصویری متفاوت از یک فروشگاه محصولات دیجیتال موفق است، اما ارزش بلندمدت آن به نحوه پاسخ‌گویی به نیازهای روزمره بستگی دارد: تغییر چیدمان، نصب محصولات تازه، تعمیر سطوح، تعامل فروشنده با مشتری و جداسازی خدمات مختلف. فروشگاه زمانی به یک رابط کاربری مؤثر تبدیل می‌شود که علاوه بر هدایت نگاه و حرکت مشتری، کار کارکنان و فرایند واقعی خرید را نیز آسان‌تر کند.

تصاویر فروشگاه پرچم‌دار دیجی‌کالا

جمع‌بندی

فروشگاه پرچم‌دار دیجی‌کالا نشان می‌دهد که کیفیت یک پروژه معماری حاصل جمع یک حرکت نمایشی نیست، بلکه از هماهنگی تصمیم‌های کوچک و بزرگ شکل می‌گیرد. سازمان‌دهی فضا، نحوه ورود نور، انتخاب مصالح و جزئیات اجرا در کنار برنامه اصلی معنا پیدا می‌کنند. بازخوانی کامل منابع و مشاهده مجموعه تصاویر نیز اجازه می‌دهد ارزش پروژه با دقت بیشتری و بدون اتکا به یک نمای تبلیغاتی سنجیده شود.

منابع پروژه

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *