
از زمانی که بشر پی به فواید زندگی گروهی و اجتماعی برد رفته رفته شهرها پا گرفتند. اما عوامل گوناگونی گاه دست به دست هم میدهند تا ساکنین شهری را وادار به ترک و تخلیه آن کنند. پس از آن تنها خانههایی متروکه باقی میمانند که سرگذشت ساکنان خود را در سکوت مرور میکنند. این چنین است که گاهی شهرهایی بدون آن که خود متوجه شویم از یادها میروند تا شاید سالیان سال بعد مسافر، گردشگر یا باستان شناسی کنجکاو به طور اتفاقی ردی از آنان یافته و از نو دست به کاوش و جستجوی آنها بزند.

در قسمت نخست این مطلب شما را با تعدادی از شهرهای از یادرفته جهان آشنا کردیم، در ادامه تعداد دیگری از این شهرها را به شما معرفی میکنیم. به علاوه در قسمت سوم این سری مقالات قصد داریم سری هم به شهرهای تاریخی و معروف کشورمان زده و قدری هم به تاریخ ایران زمین بپردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.
لپتیس مگنا (Leptis Magna)

لپتیس مگنا یا لپسیس (Lepcis) شهری با معماری برجسته و متعلق به امپراتوری روم بود. این شهر در مکانی که امروز به عنوان کشور لیبی شناخته میشود، قرار گرفته بود. در زبان عربی این شهر را لبده (Labdah) مینامند. این شهر از بندرگاهی طبیعی برخوردار بود که به نوعی توسعه و شکوفایی آن را تضمین میکرد، چرا که لپتیس به عنوان یک مرکز تجاری مهم در ناحیه مدیترانه و همچنین سحارا شناخته میشد. همچنین به دلیل وجود زمینهای حاصلخیز و غنی که در امتداد خطوط ساحلیاش قرار گرفته بودند در زمینه تولید محصولات کشاورزی نیز وضعیتی مناسب داشت. امپراتور روم سپتیمیوس سوروس (193-211Septimius Severus, ) که در لپتیس متولد شده بود بزرگترین حامی و پشتیبان این شهر به شمار میرفت. زیر نظارت مستقیم او برنامههای جاهطلبانهای برای توسعه شهر با نخستین قدمهای ساخت سازههای باشکوه آغاز شد. هرچند لپتیس در طول سالهای بعد رفته رفته شکوه خود را از دست داد و به دنبال مشکلات رو به گسترشی که با امپراتوری روم داشت رو به زوال رفت. پس از فتوحات اعراب در 642 این شهر گمشده رو به خرابی نهاد و توسط طوفانهای شن برای قرنها مدفون و از نظر محو شد. در ژوئن 2005 گروه باستان شناسی دانشگاه هامبورگ به طور اتفاقی پرده از رازهای کهن این شهر برداشتند.
ارگنچ (Urgench)

ارگنچ که در زبان فارسی آن را گرگنچ مینامیدند، سابقا نزدیک رودخانه آمو دریا در غرب کشور ازبکستان قرار گرفته بود. ارگنچ یکی از بزرگترین شهرهایی محسوب میشد که در مسیر جاده ابریشم قرار گرفته بودند. در قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم دوران طلایی این شهر از راه رسید و ارگنچ به مرکزی برای امپراتوری آسیایی خوارزم تبدیل شد. در 1221 چنگیز خان مغول با خشونت هر چه تمام این شهر را مورد تاخت و تاز قرار داد، زنان جوان و بچهها به عنوان برده به سربازان مغول تقدیم شده و باقی جمعیت شهر هم قتل عام شدند. حتی پس از این تاراج وحشیانه خرابههای شهر تا مدتی باقی ماند، اما تغییرات ناگهانی آمو دریا موجبات تخریب بیشتر شهر را فراهم آورده و مردمانی را که علی رغم سختیهای موجود هنوز در آن ساکن بودند واداشت خانه و کاشانه خود را ترک کرده و آن را برای همیشه متروک پشت سر باقی گذارند.
ویجایاناگارا (Vijayanagara)

ویجایاناگارا یکی از بزرگترین ابر شهرهای جهان بود که بالغ بر 500.000 هزار نفر سکنه داشت، این رقم در مقایسه با جمعیت آن دوران عددی قابل ملاحظه است. این شهر در فاصله بین قرون 14 تا 16 و تحت نفوذ و قدرت امپراتوری ویجایاناگارا که به نام امپراتوری کارناتا (Karnata) هم شناخته میشود، به سرعت توسعه یافته و شکوفا شد. این امپراتوری بر بخش گستردهای از جنوب هند سلطه داشت. در طول این دوران، امپراتوری کارناتا اغلب با دول مسلمان درگیر جنگ بود. در 1565 ارتش امپراتوری متحمل شکست سنگین و فاجعه آمیزی شده و شهر بر باد رفت. فاتحان مسلمان به شهر یورش آورده و بر ساکنین مصیبت زده آن تاختند و در طول دورهای چند ماهه شهر و معابد هندوی آن را با خاک یکسان کردند، با این وجود این امپراتوری به حیات خود ادامه داده و خیلی کند تن به تسلیم و اضمحلال داد. پایتخت اصلی هرگز مجددا احیا نشده و کسی در آن سکونت نگزید و از آن زمان تنها و از دور شاهد تغییرات اطراف بوده است. اکنون بقایا و خرابههای این شهر جزء میراث جهانی یونسکو است.
کالاکمول (Calakmul)

پنهان شده در قلب جنگلهای انبوه ایالت کامپچی مکزیک(Campeche) ، کالاکمول یکی از بزرگترین شهرهای تمدن مایا بوده که تا به امروز کشف شدهاند. کالاکمول شهری قدرتمند به شمار آمده که اغلب برتری تیکال (Tikal) دیگر شهر معروف تمدن مایا را به چالش میکشید. قدرت اصلی کالاکمول در استراتژیهای خاصش نهفته بود. سیاستی که بر شبکهای از متحدین اتکا داشت و بدین صورت شهر به بقاء خود ادامه میداد. از نیمه دوم قرن ششم تا اواخر قرن هفتم کالاکمول به طور کامل در مقابل نیروی تیکال دست بالا را داشت. این دو شهر که رقابتی پایاپای با یکدیگر داشتند، همواره در پی به کارگیری فنون نظامی و تصمیمات جنگی بودند تا از سد یکدیگر بگذرند، اما در نهایت هر دو آنها در پی شکست و دوران افول تمدن مایا از میان رفتند.
پالمیرا (Palmyra)

برای قرنها پالمیرا (شهر درختان نخل) در کشور سوریه شهری مهم به شمار آمده و از ثروتی چشمگیر برخوردار بود، چرا که در مسیر کاروانهایی که از ایران به سمت بنادر مدیترانهای این کشور در رفت و آمد بودند واقع شده بود. در اوایل 212 به دنبال اشغال دهانه رود تیگریس یا دجله (Tigris) و فرات (Eupherates) توسط سلسله ساسانیان از اهمیت تجاری این شهر کم شد. امپراتور روم دیوکلیشن (Diocletian) در تلاش برای نجات شهر از تهدیداتی که از سوی ساسانیان متوجه آنان بود، دیواری عظیم ساخته و سعی کرد شهر را توسعه دهد. اما سرانجام این شهر بوسیله اعراب مسلمان در 634 تصرف شد، اما میتوان گفت تقریبا دست نخورده باقی ماند. در نهایت دیگر بار این شهر توسط ترکان عثمانی به اشغال درآمده و تا حد یک بادیه در دل کویر تنزل کرد. در قرن هفدهم بقایای آن توسط جهانگردان غربی کشف شد.
تیسفون

در قرن ششم تیسفون یکی از بزرگترین شهرهای جهان بود و همچنین در شمار آن دسته از شهرها به حساب میآمد که دروازهای رو به تمدن باستانی ناحیه بینالنهرین محسوب میشدند. به دلیل همین ویژگی بود که



