چگونه می توانیم بدون فراموش کردن گذشته، آینده را بسازیم؟

منظر شهری امروز: گسست از گذشته پرافتخار

هنگامی که از فرودگاه امام خمینی به سمت شهر حرکت می‌کنیم، چشم‌انداز ناموزون و پراکنده ساختمان‌ها توجه را به خود جلب می‌کند. چیدمانی تصادفی از بلوک‌های بتنی ناهماهنگ که با مصالح ناسازگار، تصویری بی‌برنامه از شهر را به نمایش می‌گذارند. این آشفتگی در تضادی آشکار با شاهکارهایی چون مسجد شیخ لطف‌الله قرار دارد؛ بنایی که نماد معماری ایرانی و زینت‌بخش راهنماهای گردشگری ایران است.

محمدرضا کارفر، معمار، در این باره می‌گوید: “مشاهدات من در مورد معماری ایران، مشابه بسیاری از کشورهای دیگر است. معماری ایران نیز دستخوش تغییرات گسترده‌ای شده است. ما در عصری زندگی می‌کنیم که همه چیز به صورت انبوه و بدون خاطره تولید می‌شود و این حس تعلق در حال نابودی است. خانه‌های ۴۰، ۵۰ یا حتی ۲۰۰ ساله به سادگی تخریب شده و جای خود را به ساختمان‌های چهار یا پنج طبقه‌ای می‌دهند که آن‌ها نیز پس از پنج سال تخریب می‌شوند.”

بحران هویت و محو شدن خاطرات جمعی

هدف این نیست که ایران صرفاً به موزه‌ای با ساختمان‌های کاشی‌کاری شده برای گردشگران تبدیل شود، اما با وجود حفاظت از سایت‌های تاریخی، این خطر وجود دارد که خاطرات فضاهای عمومی و بافت شهری در حال محو شدن است. این بی‌توجهی به ویژگی‌های برجسته معماری ایرانی گذشته، امروز به وضوح قابل مشاهده است. به گفته رضا کارفر، این مشکل تنها مختص ایران نیست و به همین دلیل، ایران می‌تواند به یک الگوی مطالعاتی برای یافتن راه‌حل در سطح منطقه و جهان تبدیل شود.

چگونه می توانیم بدون فراموش کردن گذشته، آینده را بسازیم؟

زاینده‌رود، که روزی شریان حیاتی و عامل شکل‌گیری اصفهان بود، امروز دیگر آن نقش را ندارد. خاطرات ملاقات‌های دوستانه در کنار رودخانه و خنکای آب برای نسل جوان وجود ندارد و زاینده‌رود برای آن‌ها تنها بستری خشک در بافت شهری است. اگرچه تغییر اجتناب‌ناپذیر است و مکان‌های جدید خاطرات نو می‌سازند، اما چالش اصلی معماری ایرانی، ایجاد تعادل میان گذشته، حال و آینده برای جلوگیری از تخریب خرد جمعی است. انتقال این درک به نسل آینده، امری حیاتی است.

معماری فست‌فودی: سرعت به قیمت اصالت

چگونه می توانیم بدون فراموش کردن گذشته، آینده را بسازیم؟

سرعت ساخت‌وساز در جهان امروز، از جمله در ایران، بی‌سابقه است. ساختمان‌ها پیش از آنکه فرصتی برای ثبت خاطره یا ایجاد حس تعلق داشته باشند، تخریب و با بنایی جدید جایگزین می‌شوند. معماری فراتر از یک سازه فیزیکی است و این همان مشکلی است که کارفر آن را در “محو شدن خاطرات” می‌بیند. او که به معماری سنتی و تأثیرات آن آگاه است، برداشت خود را سفری برای یادگیری از استادکاران و معماران گذشته می‌داند تا تجربه‌ها و حس تعلق آنان را به فضاهای جدید منتقل کند. متأسفانه، سبک زندگی پرشتاب امروز در معماری نیز با “بی‌حوصلگی” منعکس شده است؛ درست مانند فست‌فود و تصمیم‌گیری‌های آنی.

برخی این سرعت را لازمه سازگاری با زندگی معاصر می‌دانند، اما معماری پرشتاب به قیمت از دست رفتن اصالت تمام شده است. ما از سقف کاذب استفاده می‌کنیم که به ما دروغ می‌گوید. وقتی در تخت خود به بالا نگاه می‌کنیم، در حال تماشای یک دروغ هستیم. این عدم تمایل به رویارویی با معماری صادقانه، پیامدهایی فراتر از زیبایی‌شناسی دارد و مردم را از محیط و تاریخ شکل‌گیری بنا بیگانه می‌کند.

شناسایی مسئله اصلی: معماری در قرن ۲۱

چگونه می توانیم بدون فراموش کردن گذشته، آینده را بسازیم؟

این فرایند شتاب‌زده معماری با تولید انبوه اطلاعات همراه شده و ما را با سردرگمی مواجه کرده است. به گفته کارفر، نتیجه این سردرگمی، تهدیدی برای ارزش‌هایی است که باید به نسل جدید و میراث‌داران معماری ایران منتقل شود. او می‌افزاید: “پتانسیل زیادی در ما وجود دارد. ایران به خاطر معماری‌اش مشهور بوده و باید حساسیت بیشتری در این مورد به خرج داد.”

یکی از مهم‌ترین اقدامات، یافتن پاسخی برای تقابل ساخت‌وساز دروغین و صادقانه است. کارفر معتقد است چیزی در روند معماری ایران اختلال ایجاد کرده، اما هنوز نمی‌دانیم مشکل کجاست. در عصر اطلاعات، آنچه باید بازتعریف شود، خودِ “مشکل معماری” است. ما وارد دوره جدیدی از معماری شده‌ایم و اگر درباره آن نیندیشیم، غافلگیر خواهیم شد. دوراهی اصلی این است که صورت مسئله شناسایی نشده و بدون آن، قادر به حل معضل نخواهیم بود. ما نسلی هستیم که فکر می‌کنیم باید همان کاری را انجام دهیم که دیگران انجام می‌دهند.

معمار ایرانی کیست؟

چگونه می توانیم بدون فراموش کردن گذشته، آینده را بسازیم؟

برای شروع می‌توان پرسید: چه عاملی یک معمار ایرانی را تعریف می‌کند؟ این همان پرسشی است که کارفر در سفرهایش با آن مواجه شده است. صرفاً تحصیل در رشته معماری در ایران، فرد را به یک معمار ایرانی تبدیل نمی‌کند. این عنوان نیازمند درکی عمیق از فرهنگ، تاریخ و مردم است. او می‌گوید: “اینکه معمار ایرانی کیست و به چه معناست، برای من به یک مشکل غیرقابل درک تبدیل شد.” تحقیقات او برای نزدیک شدن به این تعریف، بر درک فرهنگ و تاریخ متمرکز بوده است. تلفیق ارزش‌های یک فرهنگ کهن با زندگی بین‌المللی امروز، امری پیچیده است.

در معماری، جایی که تئوری و عمل به یک اندازه اهمیت دارند، صرفاً بحث و گفتگو کافی نیست. ایده باید به عمل تبدیل شود. به انتقاد کارفر، این رابطه ناموزون بین بحث و عمل به سیستم آموزشی نیز سرایت کرده است. در مدارس ما بیشتر بر “چه تصمیمی بگیریم” یا “چگونه خلاق باشیم” تمرکز می‌شود. چه می‌شود اگر نفس خود را کنار بگذاریم و معماری حقیقی را انجام دهیم؟

مسئولیت معماران: نامه‌ای به آیندگان

چگونه می توانیم بدون فراموش کردن گذشته، آینده را بسازیم؟

جامعه مدرسان ایرانی منبع عظیمی از مهارت‌های علمی است، اما مهاجرت به پایتخت و رشد شهرنشینی، باعث فراموشی صنایع هنری در مناطق دیگر شده است. کارفر برای کشف ارزش‌های نهفته در سراسر ایران، راهکاری عملی پیشنهاد می‌دهد: معماران باید از دیوارهای تهران بیرون بیایند و با حضور در شرایط و نواحی مختلف، معماری جایگزین را بیابند.

درک “مشکل معماری” از طریق روایت شخصی تاریخ و فرهنگ، غنیمتی است که نباید دست‌کم گرفته شود. همانند زاینده‌رود که اهمیت آن تا زمانی که از بین نرفت، درک نشد. کارفر تأکید می‌کند: “اگر ارزش‌های یک جامعه فراموش شود، آن جامعه خواهد مرد و میراث شهری یکی از این ارزش‌هاست.” جوانان ایرانی هنوز به مکان‌هایی دسترسی دارند که می‌توانند خاطرات خود را در آن ثبت کنند. این مسئولیت آن‌هاست که این دانش را به‌روز نگه دارند. کارفر مسئولیت خود را ادغام ارزش‌های قدیمی با نیازهای امروز مردم می‌داند.

چگونه می توانیم بدون فراموش کردن گذشته، آینده را بسازیم؟

هیروشی سامبوشی، معمار ژاپنی، می‌گوید: “معماری نامه‌ای به آینده است.” فرزندان ما در آینده چه چیزی را به عنوان میراث خود خواهند دید؟ ایران و معمارانش در پرسیدن این سوالات تنها نیستند و در یافتن پاسخ نیز نباید تنها باشند. پیام کارفر روشن است: “حتی اگر شرایط و ارزش‌هایمان را درک کنیم، تا زمانی که اقدامی صورت نگیرد، تأثیری نخواهد داشت.” شاید پیام بزرگ‌تر برای معماران نوپا این است که هنگام شروع هر پروژه، مسئولیت خود را نسبت به گذشته، حال و آینده بسنجند تا نامه‌های ما به آینده نیز همانند گذشتگان، زیبا و ارزشمند باشد.

تحریریه معماری آرل
نویسنده: Ariana Zilliacus
منبع: archdaily.com