به مناسبت درگذشت هوشنگ سیحون، هنرمند ارزنده و برجسته کشورمان، با فیلمی در ارتباط با آثار و زندگی‌نامه این معمار، مجسمه‌ساز و نقاش ایرانی با شما عزیزان همراه می‌شویم.

یادبودی برای هوشنگ سیحون: «كلام آخر من، ایران است»

بیان ارزش كار هنرمندان بزرگ و جایگاه اجتماعی آنان كار ساده‌ای نیست. شرح آثار و توصیف ارزش‌های هنری این هنرمند برجسته و ارزنده كشورمان نیازمند بیان مقدماتی است كه ابتدا خواننده را با موقعیت تاریخی، زمان و محیط اجتماعی و فردی وی آگاه گرداند. در این جا برآنم تا بخشی از آنچه را كه در بیش از چهل سال دوستی با مهندس هوشنگ سیحون- معمار و هنرمند برجسته كشورمان- به یاد دارم برای شما بنگارم.

نمی‌خواهم سخنم را با گله و شكایت آغاز كنم و از این كه چرا از این عاشق و خادم هنر ایران حتی یك تشكر و قدردانی ساده هم نشده است، سخنی بگویم. نمی‌خواهم یادآور شوم در كشورهای دیگر برای هنرمندانی كه در سطح پایین‌تری از این هنرمند برجسته و فرهنگ‌دوست قرار دارند چقدر ارزش قائلند. احترامی كه آنها به هنرمندان خود می‌گذارند رشک‌برانگیز است. چرا در ایران چنین نیست و چرا ما ایرانیان قدر هنرمندان خود را به درستی نمی‌شناسیم.

یكی از دوستان من تحصیلات خود را در رشته نقاشی در دانشگاه پاریس به پایان رساند و به ایران بازگشت. پس از ورود او به ایران، افراد خانواده‌اش برای دیدار او و به پاس فارغ‌التحصیل شدنش گردهم آمدند. او تعریف می‌كرد كه «بزرگان خانواده»، به من تبریك می‌گفتند و می‌پرسیدند فارغ‌التحصیل چه رشته‌ای شده‌ای؟ وقتی می‌گفتم نقاشی، جواب من اكثراً این بود؛ تو كه با استعداد بودی! كمبودهایی كه به سبب بی‌توجهی به هنرهای زیبا در جامعه ایران خودنمایی می‌كند، بسیار عمیق و ریشه‌دار است.

نوآوری‌های سیحون در معماری مدرن ایران

مهندس سیحون- كه بیست و دوم اوت امسال، هشتادمین سال زندگیش را پشت سر می‌گذارد- میهن‌دوستی و هنر ایران را سرلوحه زندگی و كار خود قرار داده و تا آنجا كه توانسته در این راه كوشیده است. بیش از چهل سال قبل، هوشنگ سیحون، نخستین كسی بود كه با جرأت و شهامت ساختمان‌هایی را با بتن لخت (Exposed Concrete) در ایران طراحی و اجرا كرد. همچنین او برای اولین بار سیستم بتن پیش‌ساخته را به ایران آورد. پیش از او بسیاری از آرشیتكت‌های تحصیل‌كرده خارجی در ایران مشغول به كار بودند ولی كسی جسارت او را نداشت.

مهندس سیحون برای اولین بار در ایران، سیستم دستیابی به تناسبات طلایی و ریتم را در ساختمان‌ها اجرا كرد. دفتر كوچك او در خیابان «شاه قدیم» نمونه بارز این قانون است كه منشأ آن از تناسب پیكر انسان در حال باز نمودن دست‌ها به دو طرف كه یك مربع را تشكیل می‌دهد، پیروی شده و مبتكر آن لئوناردو داوینچی است. در ساختمان این دفتر برای اولین بار آهن لخت و تركیب آن با آجر و سنگ رؤیت می‌شود كه كاربردهای این مصالح با هم تا آن زمان بی‌سابقه بود.

آرامگاه‌ها: سخن گفتن با فرم و مصالح

مهندس سیحون الگوی جدیدی برای معماری ایران آفرید. او در ساختمان آرامگاه‌ها با نظم و فرم‌های نوینی كه به كار می‌برد، با بییندگان آن سخن می‌گفت. این بیان از طریق كاربرد و تركیب مصالح، فرم‌های ابداعی و ایجاد نظمی كه نشانه اعتقاداتش بود، عظمتی در ساختمان ایجاد می‌كرد كه بیننده را به تفكر درباره صاحب آرامگاه وادار می‌ساخت.

بانک سپه، نمادی از جسارت در معماری

هوشنگ سیحون از آنجا كه به دانش و كار خود اعتقاد داشت، مشكلات بسیاری را تحمل كرد. در زمانی كه بانك سپه را در میدان توپخانه به روش بتن لخت می‌ساخت، من شاهد یكی از این موارد بودم. نمای بانك رو به خیابان سپه سابق بود و كادر پنجره‌هایی كه به این خیابان باز می‌شد، با روش بتن لخت ساخته شده بود. ریاست وقت بانك كه یک تیمسار عالی‌مقام بود، به محض دیدن نمای ساختمان شروع به پرخاشگری كرد و پافشاری می‌كرد كه روی این بتن باید پوشانده شود. پس از مدتها جدال و عدم موافقت مهندس سیحون، سرانجام به تیمسار قبولاندند كه بهتر است كوتاه بیاید و ساختمان را چنانكه بود، بپذیرد.

نقش سیحون در آموزش و شناساندن معماری ایرانی

از جمله فعالیت‌های ارزنده مهندس سیحون، شناساندن معماری گذشته ایران به دانشجویان رشته معماری بود. او همراه دانشجویان به مناطق گوناگون ایران سفر می‌كرد و ساختمان‌ها، روستاها و بافت‌های شهری را بررسی و با یادداشت‌برداری و رسم كروكی‌ها، تحقیقات منطقه را به پایان می‌رساندند. تصاویر بخشی از این بازدیدها را مهندس سیحون بعداً در كتابی به نام «نگاهی به ایران» منتشر نمود.

بخش دوم فعالیت‌های آموزشی او، شناسایی، گردآوری مدارك و به ثبت رساندن آثار ارزنده معماری ایران بود. او دانشجویان را گروه‌بندی می‌كرد تا هر گروه، منطقه‌ای یا ساختمانی را با ترسیم نقشه‌های دقیق ثبت نموده و به انجمن آثار ملی تحویل دهند.

اعتبار جهانی و قدرشناسی بین‌المللی

در گذشته دانشگاه پاریس، دیپلم معماری ایران را قبول نداشت. نخستین دانشجویی كه از دانشكده معماری دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد و به پاریس رفت، هوشنگ سیحون بود. او پس از ناامیدی از ثبت‌نام، در كنكوری به نام پروژه آمریكایی شركت كرد و پروژه او یكی از بهترین كارها شناخته شد. پس از این موفقیت، شورای دانشگاه پاریس مدرك فارغ‌التحصیلان دانشگاه تهران را معادل دوره اول شناخت و ثبت‌نام آنها را در دوره دوم بلامانع اعلام كرد.

با كمال تأسف، با وجود استعداد درخشان این معمار، بیش از بیست و یك سال است كه نامی از او در ایران برده نشده است. در مقابل، اهدای عنوان شهروند افتخاری فرانسه و لوح افتخاری شهرداری لس‌آنجلس، قدرشناسی مسئولین خارجی را می‌رساند. دانشگاه‌هایی چون ام.آی.تی، هاروارد و بركلی مجموعه‌ای از آثار نقاشی وی را نگهداری می‌كنند و نامش در دو دانشنامه روسیه و كمبریج ثبت شده است.

عشق به ایران، میراث ماندگار سیحون

او بود كه ذخایر فرهنگی ایران را یك به یك كشف و به اجتماع نشان داد. او بود كه زواره‌ها، ماسوله‌ها و روستاهای دورافتاده را بر سر زبان‌ها انداخت. قصد من این نیست كه مهندس سیحون را به عرش برسانم، بلكه روش رایج در ایران و ناسپاسی به خادمین و هنرمندان را نادرست می‌دانم. با ارج نهادن به مهندس سیحون، روش سپاسگزاری از هنرمندان را ترویج می‌دهیم.

در خاتمه نمی‌دانم چگونه می‌توان ارزش آثار و بالاتر از همه، عشق او به ایران و هنر ایران را توصیف كرد. تنها به این اكتفا می‌كنم كه این دو جمله همواره ورد زبان اوست: «من یكی از عشاق هنر ایران هستم» و «كلام آخر من ایران است».

به قلم زنده‌یاد عبدالحمید اشراق، از کتاب زیر سایه فرهنگ، صفحه ۱۲۷

تحریریه معماری آرل
منابع: BBC, caoi, are