گردآورنده: پروانه شاه سوار

نقش سیستم آموزشی در تفکر تحلیلی

مهندس صیادیان: دروسی که در مدارس ما با حجم زیاد درسی، به عنوان علم آموزش داده می شود، یک علم مدرن است و علم مدرن بر پایه تفکر تحلیلی است. تفکر تحلیلی، پدیده ها را ماهیتا به صورت ثابت فرض نمی کند، بلکه با پدید ها به عنوان پدیده های متغیر روبه رو می شود. بنابراین یک ذهن تحلیل گر با هر پدیده ای که رو به رو می شود، اولین کاری که انجام می دهد تحلیل کردن است. ولی در سیستم آموزشی داخلی ما، علم مدرن با روش سنتی آموزش داده می شود. روش سنتی بر پایه علم حصولی است، یعنی حقیقت یک موضوع ثابت است و انسان ها به اندازه توانایی خودشان از منبع ثابت حقیقت بهره می برند.

به طور مثال در مداس ما اساس تدریس بر پایه حفظ کردنی هاست و ما چیزی را حفظ می کنیم که ثابت است. چیزهایی را که متغیر هستند، نمی شود حفظ کرد. زیرا که در آینده که علم تغییر می کند داده ها بی ارزش می شوند. روشن است که آموزش علم مدرن که اساسش بر تفکر تحلیلی است با روش سنتی که بنیانش تفکر حصولی است سبب فلجی ذهن می گردد.

پس باید گفت زمانی قابل استفاده هستند که ذهن تحلیل گری داشته باشیم که نقد هم از همین ذهن تحلیل گر می آید. زمانی که سیستم آموزشی دچار چنین مشکل ساختاری است، نمی توان انتظار داشت متفکرین خوب و منتقدین حرفه ای داشته باشیم.

اهمیت سلیقه مردم در معماری

مهندس کلانتری: نادیده گرفتن نیازها و سلیقه مردم نوعی دیکتاتوری است؛ چون در نهایت آن ها هستند که باید در آن فضا زندگی و احساس آرامش کنند. باید مردم را در جریان معماری قرار داد و آنها را با اصول طراحی معماری آشنا کرد. در طی مراحل مختلف نظرشان را جویا شد و با توجه به نیازهایی که دارند، سلیقه آن ها را به معماری صحیح سوق داد. در این صورت چون خودشان هم در کار دخیل بوده اند، بیشتر احساس رضایت می کنند.

مهندس صیادیان: البته که سلیقه مردم مهم است. سیمای شهر را سواد و سلیقه مردم شکل می دهد، از همین رو باید سلیقه عمومی را ارتقا دهیم، نه آنکه موضوع را در سطح عامه نزول دهیم. چون ارتباط معماران و مردم به نوعی قطع شده است، صحبت های آنان برای مردم به نوعی غریبه است. فکر می کنم بهترین راه حل این است که مردم را با معماری آشتی دهیم و آن ها را درگیر مسائل معمارانه کنیم. مطمئنا بهبود سلیقه عمومی شکل شهر را ارتقا خواهد داد.

معماری انسانی ترین نوع هنر است و انس با آدمی است. به همین دلیل قابل تصور نیست که رای مردم را در نظر نگرفت یا بی اهمیت شمرد.

روش برقراری ارتباط با کارفرما

مهندس صیادیان: عموما کار با یک دیالوگ شروع می وشد. در ابتدای پروژه، ما با داشتن جلسات مختلف و گفت و گوهای مداوم، سفارش دهنده را با موضوعاتی که دغدغه خودمان است، آشنا می کنیم. در آخر همگی در یک مسیر قرار می گیریم. چرا که معتقدیم چنانچه سفارش دهنده مایل نباشد تا ساختمانش به یک اثر تبدیل شود، چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

به نوعی یک رابطه انسانی میان معمار، سفارش دهنده و اثر برقرار می شود که این ماجرا را جلو می