۰۲۱-۲۲۹۰۱۹۰۵-۶

معماری آرل
دسته : نقد معماری
تاریخ : سه شنبه , ۱۳۹۷/۰۹/۰۶ ۱۰:۲۸
معمار در حال خواب
تحریریه معماری آرل

در دبیرستان، آن هنگام که کم کم باید رشته ای انتخاب می کردیم و مسیر همیشگی زندگی، یا لااقل بخش مهمی از آن، را تعیین می کردیم، معمولا با دو گونه مشاوره مواجه می شدیم : یک دسته با اشتیاق فراوان از رشته و مشاغلی تعریف می کردند که پردرآمد هستند، پیریِ راحتی را تضمین می کنند، پیشرفت سریعتری دارند، احتمالِ خروج از کشور بیشتری دارند، و بسیاری امکانات دیگر که می توان با پولِ خرید؛اما دسته ی دیگری نیز بودند که اصرار داشتند به سمت چیزی برویم که دوست داریم، با این استدلال که اگر قرار است با پول چیزی را بخری که لذت بخش باشد، چرا از همان اول کاری را نکنی که لذت می دهد. من با دسته ی اول کاری ندارم، اما تعداد نه چندان کمی از افراد، براساس رویکرد دوم به رشته ی معماری می آیند؛ تعدادی هم اتفاقی وارد رشته ی معماری می شوند اما پس از گذشت زمان به جمع «شیفتگان» معماری می پیوندند. این افراد معمولا پذیرفته اند که رشته ی معماری سخت است و موفقیت حتی نسبی در آن تلاش فراوانی لازم دارد. آنها پذیرفته اند شب بیداری های زیادی باید در حین درس و سپس در محل کار تحمل کنند؛ استراحت آنها بسیار کم خواهد بود؛ خانواده و دوست اولویت پایینتری دارند؛ و بهترین تفریح آن است که از همان معماری لذت ببرند. بدون آنکه لازمه ی تلاش کردن در موفقیت را بخواهم کتمان کنم، یا علاقه مند بودن به کار و حرفه را تحقیر کنم، باید بگویم این نگاه به حرفه ی معماری بیش از هر چیزی، بهره کشی شماست.

وارد جامعه ی معماری که بشوید، انگار که وارد فرهنگ دیگری با طرز تفکر دیگری شده اید. اسم مومنین این فرهنگ معمار است. شما همیشه معمار خواهید بود و اگر به این فرهنگ تن ندهید، یعنی با رویکرد متفاوتی به معماری نگاه کنید، بساز و بفروش، مهندس، و بی ذوق خوانده می شوند. در این فرهنگ به همه چیز فکر شده است.
مثلا لباس این فرهنگ سیاه است (البته مانند هر فرهنگ دیگری، این فرهنگ نیز خرده‎فرهنگ های دیگری در خود دارد که لباسشان شاید تفاوت کند) یا خدایان آن تعداد انگشت شماری ستاره معمار (امثال حدید و گِری و کالاتراوا) هستند و موبدانی دارد که می خواهند بی نهایت به خدایان نزدیک شوند. هر از چندگاهی خدایان و موبدان دور هم جمع می شوند و به یکدیگر جایزه می دهند، گاهی هم به معمار جوانی که به خوبی در شیوه ی آنها قدم گذاشته است، ترفیع می دهند.

واعظین به طبقات پایین تر جامعه سفارش می کنند بیشتر تلاش کنند که پروای آنها بی پاسخ نخواهد ماند و روزی در کنار خدایان خواهند ایستاد. توصیه می شود برای این ستاره معمارها و موبدان شان کار کنید، حتی اگر شده مُفت و مجانی. نیایش این فرهنگ، اسکیس و طراحی است. پیشنهاد می شود همواره در حال اسکیس و طراحی باشید؛ موقع غذا در ذهنتان طراحی کنید؛ بعد از غذا روی دستمال کاغذی روی میز اسکیس بزنید؛ قبل از خواب طرح تان را با دیگر معماران بررسی کنید؛ و هنگام خواب سعی کنید خوابِ طرح تان را ببینید؛ صبح طرح های بقیه را در اینترنت نگاه کنید؛ و بعد از ظهر هم مطالعه داشته باشید تا بتوانید چرندیاتی به اسم کانسپت به خورد مردم دهید. استراحت تنها در حالتی بهینه است که پس از آن بیشتر طراحی کنید، اگر که همان موقع استراحت به معماری فکر نمی کنید. همه چیز طوری تنظیم شده است که همواره درگیر حرفه باشید و ذی نفعانِ این استثمار طوری تلقین می کنند انگار طبیعت این حرفه همین است و اتفاقن بسیار لذت بخش هم هست. اما کجای شب بیداری های پیاپی، دوازده ساعت کار در روز، کارِ بی مزد، زحمتِ فراموش شده، حقوق حداقلی، و نداشتن امنیت شغلی جذابیت دارد که باید به نفع عده ی قلیلی این فلاکت را تحمل کنیم؟

بیایید رُک باشیم و این سیستم را همان طوری که هست بشناسیم. این فرهنگ از همان ابتدا همواره درحال استثمار جوانان، معمارانِ تازه کار، و افرادِ سرکوب شده است؛ کسانی که زحمات و پیشرفت شان توسط از ما بهتران بلعیده می شود. شاید آن معماران و کارفرمایان شهیری که حق شما را می خورند، با آن تصویر آشنایی که از دیکتاتورها داریم، فرق کنند اما در ادبیات سیاسی عبارتی وجود دارد که منظور من را خیلی راحتتر می رساند: «دیکتاتور خیرخواه». 

دیکتاتور خیرخواه کیست؟ بگذارید این طوری توضیح دهم، اینها مانند گرگی که به گله حمله می کند، نیستند؛ اینها گاودارانی هستند که از گاوهایشان مراقبت می کنند و مطمئن می شوند آب و غذای کافی دارند. فکر می کنم وقت آن رسیده تا معماری را از آن فریفتگی و سحر دربیاوریم و آنرا چون شغلی واقعی به شمار آوریم که کارگرانش حقوق دارند. زمان آن رسیده که به اندازه ی ارزش کارمان، به ما حقوق داده شود و از همه ی حقوق انسانی برخوردار باشیم. وقت آن رسیده ارزش کارمان را بشناسیم، و بقیه ارزش کارمان را بشناسند، و جایگاهِ واقعی خودمان را در جامعه به عنوان تصمیم گیرنده پیدا کنیم. چند معمار می شناسید که به درجات مدیریتی در مملکت رسیده باشند؟ اگر ما خودمان، خودمان را جدی نگیریم، چه کسی جدی خواهد گرفت؟

با توجه به این قضایا، باید چه کنیم؟ آرکیتکچر لابی (سازمانی برای کارگران معماری که به حمایت از ارزش معماری در میان عموم مردم و حمایت از کار معماری در درون رشته ی معماری می پردازد) مواردی را برای تغییر حرفه ی معماری و سازمان دهی مجدد آن به نفع همه، ذکر کرده است که من تعدادی را اینجا می آورم (مقاله ی کامل تر را می توانید اینجا بخوانید) :

1. ممنوعیت کارورزی و اضافه کاری بی مزد، و همچنین جلوگیری از برگزاری مسابقات بی مزد
2. محاسبه ی دستمزد بر مبنای پولی که برای کارفرماهایمان صرفه جویی می کنیم یا برایشان به دست می آوریم، نه بر مبنای درصد پیشرفت ساختمان یا ساعات کار
3. بناها فقط محصول حساب نشود و بر ارزش بی نظیری که معماران کمک می کنند از طریق خدمات فضایی محقق شود، تاکید شود.
4. شفافیت در دستمزدها در سرتاسر رشته ی معماری
5. تاسیس اتحادیه ای برای معماران، طراحان، دانشگاهیان و کارورزان معماری و طراحی
6. دور شدن از دروغِ معمار به منزله ی یگانه نابغه ی خلاق؛ معمارانی که قدردان کارمندان شان نیستند نباید محترم شمرده شوند
7. دگرگونی سازمان های حرفه ای معماری برای دفاع از شرایط زیست معماران
8. حمایت از پژوهش درباره ی حقوق کار در معماری

با شناختنِ حقوق خود، می توانیم از جایگاه واقعی خود در جامعه و از تاثیری که بر محیط می گذاریم، با خبر باشیم؛ و در نتیجه ی آن، مسئولانه تر کار خواهیم کرد. کارِ ما به نامِ ما شهرت خواهد یافت، نه دیگری. اعتبارها به پدیدآورندگان شان می رسد. و جلوی ساعت ها کار بی مزد و نادیده را می گیرد. با متحد شدن معماران، می توانیم نقش پررنگ تری در سیاست کسب کنیم و تاثیر اجتماعی به مراتب وسیع تری داشته باشیم. شغل دانستن معماری به هیچ روی از جایگاه آن نمی کاهد، بلکه رنگ قانونی به حرفه می بخشد و باعث اتحاد می شود. زحماتِ ما و کارِ ما، نباید با این توجیه که داریم برای حرفه ی معماری و جامعه فداکاری می کنیم، بی مزد و ناشناخته بماند بلکه باید به طور رسمی و آشکار در عموم و در حرفه معرفی شود. چه عاشق معماری باشیم و چه صرفا در این حیطه فعالیت می کنیم، نباید از یاد ببریم که معماری شغل است و معماران حقوق دارند.


تحریریه معماری آرل
نویسنده: مسعود تقوی

تعداد بازدید : ۴۳۲
نسخه چاپی :  
ارسال نظرات

نظر شما :

مطالب مشابه
تا کنون چگونه و با چه معیاری به جزئیات نمای شهرمان نگریسته ایم؟

تا کنون چگونه و با چه معیاری به جزئیات نمای شهرمان نگریسته ایم؟

پژوهش به مثابه بازی در معماری

پژوهش به مثابه بازی در معماری

آموزش معماری، معمارکُش است! / مقصر کیست؟

آموزش معماری، معمارکُش است! / مقصر کیست؟

تئوری معماری از معماری عقب افتاده است؟؟

تئوری معماری از معماری عقب افتاده است؟؟

پروژه المنتال، مفهومی‌ که از زمان میکل‌آنژ تاکنون دستمایه هنرمندان بوده است / علیرضا تغابنی

پروژه المنتال، مفهومی‌ که از زمان میکل‌آنژ تاکنون دستمایه هنرمندان بوده است / علیرضا تغابنی

فاطمی بیا!!

فاطمی بیا!!

مهندسین مشاور معماری
کاردستی با وسایل دور ریختنی
طراحی و اجرا ویلا

عضویت در گروه معماران آرل

بعد از ثبت ایمیل ، حتما از طریق لینک فعال سازی ، عضویت خود را فعال کنید.


معماری و طراحی هتل
طراحی و اجرا ساختمان اداری
طراحی داخلی ساختمان اداری و دفتر کار
تماس با گروه معماران آرل
: تهران ، میرداماد . جنب ایستگاه مترو
انتهای خیابان کازرون جنوبی . پلاک ۳
تلفن  :  ۶-۲۲۹۰۱۹۰۵-۰۲۱     ۲۱-۲۶۴۰۸۵۲۰-۰۲۱
فکس :       ۲۲۹۰۱۹۰۷-۰۲۱
ایمیل: info@arel.ir