معماری آلمان در گذر زمان: قسمت دهم، بازسازی پس از جنگ

در نتیجه بمباران‌های گسترده متفقین در جنگ جهانی دوم، بیش از ۸۰ درصد آثار معماری در بسیاری از شهرهای آلمان دچار آسیب‌های جدی شدند. پس از جنگ، اقدامات متفاوتی برای بازسازی در شرق و غرب کشور صورت گرفت. در بسیاری از شهرها، نشان‌های شهری مهم بازسازی یا دوباره‌سازی شدند، اما این بازسازی‌ها اغلب با توجه به پیشینه تاریخی بناها نبود و سبکی مدرن و عملکردی برای احیای شهرها به کار گرفته شد. پس از جنگ، آلمان به دو نیمه شرقی و غربی تقسیم شد. در سال ۱۹۴۹، جمهوری دموکراتیک آلمان (آلمان شرقی) تحت نفوذ شوروی و آلمان فدرال (آلمان غربی) تحت سلطه متفقین غربی شکل گرفت. آلمان غربی به دلیل اقتصاد آزاد و دموکراسی، به سرعت مسیر رشد و پیشرفت را پیمود.

میراث جنگ: ویرانی‌های انسانی و اقتصادی

بازسازی آلمان پس از جنگ جهانی دوم روندی طولانی و پرچالش بود. این کشور هم از نظر جانی و هم اقتصادی خسارات عظیمی را متحمل شد. در این جنگ ۷.۵ میلیون آلمانی کشته شدند که معادل ۱۱ درصد جمعیت آن زمان بود. همانطور که اشاره شد، بمباران‌های شدید شهرها را به ویرانه تبدیل کرده و تولیدات کشاورزی نیز به ۳۵ درصد میزان قبل از جنگ کاهش یافته بود.

معماری آلمان در گذر زمان: قسمت دهم، بازسازی پس از جنگ

مشارکت زنان در امر بازسازی: به دلیل کشته شدن مردان در جنگ، زنان با تشکیل جنبش “rubble women” در بازسازی ایفای نقش کردند.

اقتصاد آلمان پس از جنگ به وضعیتی فاجعه‌بار دچار شده بود. جنگ به همراه سیاست «زمین سوخته» هیتلر، ۲۰ درصد از کل ساختمان‌های مسکونی کشور را نابود کرده بود. تولید سرانه غذا در سال ۱۹۴۷ به تنها ۵۱ درصد مقدار آن در سال ۱۹۳۸ رسید و تولیدات صنعتی نیز به یک‌سوم کاهش یافت. مردم از نظر تغذیه و مسکن به شدت در رنج بودند؛ به طوری که در هر اتاق ۵ تا ۶ نفر زندگی می‌کردند یا در زیرزمین‌ها و ایستگاه‌های راه‌آهن شب را به صبح می‌رساندند.

معماری آلمان در گذر زمان: قسمت دهم، بازسازی پس از جنگ

شهر هانوفر در سال ۱۹۴۳

معماری آلمان در گذر زمان: قسمت دهم، بازسازی پس از جنگ

شهر کلن در سال ۱۹۴۵

روند بازسازی: طرح مارشال و پرسش‌های بنیادین

وضعیت تاریک اقتصادی و اجتماعی اروپا، ایالات متحده را بر آن داشت تا با «طرح مارشال» به بازسازی اروپای غربی، از جمله آلمان غربی، کمک کند. این طرح به همراه اقتصاد آزاد، پیشرفت چشمگیری را برای آلمان غربی به ارمغان آورد. این در حالی بود که آلمان شرقی تحت سلطه کمونیسم در رکود به سر می‌برد.

پس از جنگ، تنها از آلمان غربی ۴۰۰ میلیون متر مکعب آوار جمع‌آوری شد. این حجم عظیم، بازسازی را با سوالات بنیادینی روبرو کرد: چگونه نیاز فوری به مسکن را پاسخ دهیم؟ آیا می‌توان از بازسازی به عنوان فرصتی برای نوسازی استفاده کرد؟ آیا رها کردن شهرهای مخروبه و ساختن شهرهای جدید کار درستی است؟ در نهایت، به دلیل وجود زیرساخت‌های پابرجا و حس تعلق مردم، شهرها در مکان اصلی خود بازسازی شدند.

معماری آلمان در گذر زمان: قسمت دهم، بازسازی پس از جنگ

کمپ‌های اضطراری در Nissenhütten: مردم به دلیل از دست دادن خانه‌های خود در این کمپ‌ها که در اصل مخصوص نظامیان بود، سکونت داشتند.

معماری بازسازی: شتاب‌زدگی و یکنواختی در شرق و غرب

در آلمان غربی، با حمایت مالی غرب، روند ساخت‌وساز با سرعت بالایی انجام شد. تا سال ۱۹۶۰، تعداد زیادی بیمارستان، مدرسه و خانه ساخته شد و سالانه ۵۷۰ هزار واحد آپارتمانی احداث می‌شد. در آلمان شرقی نیز از سال ۱۹۷۴، سالانه ۱۰۰ هزار واحد مسکونی ساخته می‌شد. این بازسازی شتاب‌زده، فرصتی برای معماران و برنامه‌ریزان بود، اما نتیجه چندان جالب نبود. از سال ۱۹۵۰ به بعد، ساختمان‌ها در آلمان غربی شبیه به هم شدند و بلوک‌های آپارتمانی با مقیاس بزرگ چهره شهرها را تغییر داد. در آلمان شرقی نیز مجتمع‌های مسکونی ردیفی با مصالح پیش‌ساخته و کیفیت پایین‌تر ساخته شدند. تلاش طراحان مدرن برای ایجاد نظم، نتیجه‌ای جز تنهایی، افسردگی و کسالت برای مردم به همراه نداشت.

معماری آلمان در گذر زمان: قسمت دهم، بازسازی پس از جنگ

شباهت ساختمان‌ها در آلمان غربی

معماری آلمان در گذر زمان: قسمت دهم، بازسازی پس از جنگ

اولین مجتمع مسکونی بلندمرتبه در شهر هامبورگ

معماری آلمان در گذر زمان: قسمت دهم، بازسازی پس از جنگ

آپارتمان‌های بتنی پیش‌ساخته در آلمان شرقی

معماری آلمان در گذر زمان: قسمت دهم، بازسازی پس از جنگ

آپارتمان‌های پیش‌ساخته در آلمان شرقی

تجدیدنظر در مدرنیسم: بازگشت به تاریخ و هویت شهری

به طور خلاصه، در فاز اولیه بازسازی، اشتباهات معماری چشمگیری به دلیل شتاب‌زدگی و استفاده از سبک مدرن رخ داد. دقت فدای سرعت شد و آلمان از تاریخ خود گسسته شد. به نظر آلبرت اشپیر، معمار هیتلر، دلیل اصلی مشکلات، رد کامل تاریخ بود. این فاز اولیه تا سال ۱۹۸۰ ادامه یافت.

پس از این دوره، برنامه‌ریزی شهری رویکرد جدیدی را پیش گرفت تا از تکرار اشتباهات گذشته جلوگیری کند. تفکر رادیکال سال‌های اول پس از جنگ، جای خود را به «نوسازی محتاطانه» داد. در این زمان، جنبش رنسانس با علاقه به تاریخ و فرم‌های نوستالژیک قوت گرفت و توجه ویژه‌ای به مراکز شهر به عنوان عامل هویت‌بخش و جهت‌یاب شد.

نزاع بر سر میراث: جنبش‌های حفاظت از بناهای تاریخی

سال ۱۹۷۵ به عنوان سال میراث معماری، نقطه عطفی در معماری غرب بود. تمایل به حفظ میراث باستانی، ابتدا از آلمان غربی و با نزاع بر سر حفظ محله تاریخی Westend در فرانکفورت آغاز شد. ساکنان محلی با ساخت‌وسازهای بلندمرتبه در این محله که از جنگ جان سالم به در برده بود، مخالف بودند. در شهرهای دیگر مانند هامبورگ نیز مردم برای حفظ خانه‌های قدیمی به خیابان‌ها آمدند و این سوال دوباره مطرح شد که چه بناهایی ارزش نگهداری دارند؟

معماری آلمان در گذر زمان: قسمت دهم، بازسازی پس از جنگ

محله تاریخی Westend در شهر فرانکفورت

ترکیب گذشته و حال: نمونه موفق موزه Neues برلین

سرانجام، معمار انگلیسی، David Chipperfield، در مرمت موزه Neues برلین تعادل را برقرار کرد. مرمت این ساختمان با رویکرد ترکیب عناصر اصلی با عناصر مدرن انجام شد و اکنون معماری این موزه در بر دارنده تمام ادوار تاریخی آلمان است. امروزه برلین، با جذب سالانه ۸ میلیون بازدیدکننده، شهری است که تاریخ معماری مدرن را با تمام جنبه‌های خوب و بدش به نمایش می‌گذارد.

معماری آلمان در گذر زمان: قسمت دهم، بازسازی پس از جنگ

موزه Neues

معماری آلمان در گذر زمان: قسمت دهم، بازسازی پس از جنگ

کلیسای تاریخی St. Bartholomeus Cathedral

منابع

https://ayaronline.ir/
https://changedel.blogfa.com/
https://www.spiegel.de
تحریریه معماری آرل