هنر عکاسی فراتر از ثبت مناظر زیبا و لحظات خاطرهانگیز است. گاهی یک تصویر با روایت درد، رنج، یک فاجعه یا حتی برشی ساده از زندگی روزمره، جاودانه میشود و عکاسش را به شهرت جهانی میرساند. این تصاویر، تاریخ را در یک قاب منجمد میکنند و برای همیشه در حافظه جمعی باقی میمانند.
اما چه کسی داستان خودِ این عکاسان را روایت میکند؟ تیم مانتونی (Tim Mantoani)، عکاس آمریکایی، در پروژهای منحصربهفرد، دوربین پولاروید خود را به سمت همکارانش چرخانده است. او از سال ۲۰۰۶، بیش از ۱۵۰ عکاس برجسته را در کنار مشهورترین عکسی که ثبت کردهاند، به تصویر کشیده است؛ تصاویری که میلیونها بار دیده شدهاند و هرکدام داستانی ناگفته دارند. این مجموعه ارزشمند در کتابی در آمازون منتشر شده است.
در ادامه، به دنیای این عکاسان بزرگ و داستانهای شنیدنی پشت لنز دوربینشان سفر میکنیم و با خالقان برخی از بهیادماندنیترین عکسهای تاریخ آشنا میشویم.
استیو مککوری (Steve Mc Curry): دختری در افغانستان

این پرتره فراموشنشدنی در سال ۱۹۸۴ توسط استیو مککوری در شهر پیشاور پاکستان از یک دختر پناهجوی افغان گرفته شد. این دختر که در آن زمان تنها ۱۲ سال داشت، از شهرت جهانی خود بیخبر بود. تصویر او روی جلد مجله نشنال جئوگرافیک در سال ۱۹۸۵ رفت و به عنوان «مونالیزای جهان سوم» شناخته شد.
برای ۱۷ سال، سرنوشت این دختر در هالهای از ابهام قرار داشت. این موضوع استیو را بر آن داشت تا جستجوی خود را برای یافتن او آغاز کند. سرانجام در سال ۲۰۰۲، او را که اکنون زنی ۳۰ ساله بود، پیدا کرد. نام او شربتگل (Sharbat Gula) بود، ازدواج کرده و صاحب چند فرزند بود، اما سختیهای زندگی، چهره معصوم او را شکسته و دگرگون کرده بود.

جف وایدنر (Jeff Widener): مرد تانکی پکن، ۱۹۸۹

این تصویر که نمادی از شجاعت یک ملت در برابر ظلم است، در ۵ ژوئن ۱۹۸۹ در میدان تیانآنمن پکن ثبت شد. این عکس یکی از چهار تصویری است که از زوایای مختلف، مردی تنها و دستخالی را نشان میدهد که در مقابل ستونی از تانکهای ارتش چین ایستاده است. این تصویر با عناوینی چون «مرد تانکی» (Tank Man) و «تظاهرکننده ناشناس» (Unknown Protester) در جهان شناخته میشود. هویت و سرنوشت این مرد شجاع هرگز مشخص نشد، اما تصویر او به نمادی ابدی از مقاومت فردی تبدیل شد.

هری بنسون (Harry Benson): بیتلز (The Beatles)

هری بنسون، عکاس اسکاتلندی که آثارش در مجلات معتبری چون پیپل (People) و لایف (Life) به چاپ رسیده، در تور آمریکای گروه بیتلز در سال ۱۹۶۴ همراه آنها بود. معروفترین تصویر این سفر، همین عکس است که اعضای گروه را در حال یک جنگ خودمانی با بالش نشان میدهد. به گفته بنسون، این لحظه درست پس از آن ثبت شد که برایان اپشتین (Brian Epstein)، مدیر گروه، به آنها خبر داد که توانستهاند رتبه اول چارت موسیقی آمریکا را به دست آورند.

لایل اورکو (Lyle Owerko): فاجعه ۱۱ سپتامبر

لایل اورکو درباره حس و حال ثبت این تصویر میگوید:
هیچکس فکر نمیکرد روزی که اینچنین گرم و دلپذیر آغاز شده بود، با چنان واقعه تلخی پایان بگیرد. این تصویر تنها بیانگر بخشی کوچک از عمق فاجعهای است که آن روز مردم آمریکا را شگفتزده کرد. با نگاه به این تصویر شما هرگز حتی بخشی کوچک از وحشتی که آن روز تجربه کردیم را درک نخواهید کرد؛ صداهایی که برای همیشه در گوشمان زنگ خواهند زد، بوی سوختگی، صدای فریاد، ناله و ریزش آوار… گویی زمان یخ بسته بود. من به عنوان یک عکاس به تعهدم عمل کردم تا این لحظه را برای آیندگان جاودانه کنم. امیدوارم دیگر هرگز شاهد چنین فجایعی نباشیم.
ماری الن مارک (Marry Ellen Mark): سرپرست سیرک و فیلش

الن مارک میگوید:
این تصویر در سال ۱۹۹۰ از رام پراکاش سینگ (Ram Prakash Singh) و فیل مورد علاقهاش، شیاما (Shyama) گرفته شد. پراکاش سرپرست سیرک بزرگ طلایی (Great Golden Circus) در احمدآباد هند بود. من عاشق هند و سیرک هستم و در آن سفر از ۱۸ سیرک مختلف عکاسی کردم. متأسفانه چند ماه بعد از ثبت این تصویر، شیاما به دلیل خوردن نان آلوده جان خود را از دست داد. با شنیدن این خبر، قلب من هم همچون پراکاش شکست.
توماس منگلسن (Thomas Mangelsen): خرس قهوهای در آلاسکا

منگلسن این تصویر را در سال ۱۹۸۸ در پارک ملی کتمای (Katmai) آلاسکا ثبت کرده است. او درباره این تجربه میگوید:
بعد از دیدن مستندی درباره خرسهای این منطقه، مشتاق شدم از آنها عکاسی کنم. تمام اقامتگاهها پر بود جز یک کابین نزدیک مسیر عبور خرسها که فوراً آن را اجاره کردم. تمام هفته، هر روز پیش از طلوع آفتاب بالای آبشار میرفتم و تا تاریکی هوا منتظر لحظه جادویی میماندم. ۳۵ حلقه فیلم از خرسها در حال گرفتن ماهی سالمون گرفتم، اما نمیدانستم نتیجه چه خواهد شد. شش هفته بعد، وقتی فیلمها را ظاهر کردم و این تصویر را دیدم، حیرتزده شدم؛ این همان عکسی بود که در ذهن داشتم.
دیوید دابیلت (David Doubilet): حلقهای از باراکودا

دیوید دابیلت این تصویر را در پاپوا گینه نو ثبت کرده و میگوید:
در اقیانوسها خط مستقیم وجود ندارد و دایره کامل بهندرت دیده میشود، اما این ماهیان باراکودا، این حلقه جادویی را برای دفاع از خود شکل دادند. ۷۰ درصد سیاره ما از آب تشکیل شده؛ جهانی که نور در آن به شکلی آسمانی جلوه میکند. اما پدیده گرمایش زمین این جهان را در معرض خطر قرار داده است. جایی که بیشتر عمرم را در آن سپری کردهام، اکنون تهدید میشود. این دنیای ماست، دنیایی بدون زاویه که متأسفانه شاید تا پایان قرن دیگر چیزی از آن باقی نماند.
می پنگ (May Pang): جان لنون و پسرش

در تابستان ۱۹۷۴ در لانگ آیلند (Long Island)، این تصویر را از جان لنون فقید و پسرش جولیان در لحظهای آرام و صمیمی گرفتم. به همین دلیل نام این عکس را پرتره خانوادگی گذاشتم.
نیل لیفر (Neil Leifer): محمد علی در مقابل لیستون

این تصویر نمادین از پیروزی محمد علی کلی بر سانی لیستون، در تاریخ ۵ می ۱۹۶۵ در شهر لوئیستون (Lewiston)، ایالت مین (Maine) گرفته شده است.
وینسنت لفورت (Vincent Laforet): من و بعد انسانیام

وینسنت لفورت میگوید:
من انسان خوششانسی هستم که شاهد صحنههای عجیب و تاریخساز بسیاری بودهام. یکی از چیزهایی که در عکاسی هوایی آموختم این است که فاصله گرفتن از اشیا و نگریستن از بالا، جزئیاتی متفاوت را آشکار میکند. این کار به تخیل شما بال و پر میدهد و بعدی دیگر از سوژه را نشان میدهد. این تصویر که در سنترال پارک نیویورک ثبت شد، حاصل چنین تجربهای است.
باب گروئن (Bob Gruen): جان لنون در نیویورک

باب گروئن تعریف میکند که جان لنون او را برای عکاسی کاور آلبوم جدیدش «دیوارها و پلها» (Walls & Bridges) به پنتهاوس خود دعوت کرد. پس از اتمام کار اصلی، باب از لنون پرسید آیا تیشرتی که سال گذشته با طرح شهر نیویورک به او داده بود را هنوز دارد؟ جان تیشرت را پوشید و باب این عکس نمادین را از او گرفت.
الیوت ارویت (Elliot Erwitt): دو سگ و صاحبشان

این عکس در سال ۱۹۷۶ در خیابانی مقابل آپارتمان ارویت در نزدیکی سنترال پارک گرفته شده است. ارویت میگوید اکنون که نزدیک به چهار دهه از ثبت این تصویر میگذرد، ناراحت است که چرا از سرنوشت سوژههای این عکس دوستداشتنی اطلاعی ندارد.
لوری گرینکر (Lori Grinker): مایک تایسون جوان

لوری تعریف میکند که در سال ۱۹۸۰، زمانی که دانشآموز بود، پروژه عکاسی خود را درباره بوکسور جوانی به نام مایک تایسون آغاز کرد. مربی افسانهای او، کوز داماتو (Cus D Amato)، به لوری گفته بود که مایک قهرمان بعدی بوکس سنگینوزن جهان خواهد شد. همین جمله کافی بود تا لوری این قهرمان نوظهور را برای نزدیک به یک دهه دنبال کند و مسیر پر فراز و نشیب او را به تصویر بکشد.
نیک اوت (Nick Ut): وحشت جنگ ویتنام

این عکس تکاندهنده در ۸ ژوئن ۱۹۷۲ در دهکده ترنگ بنگ (Trang Bang) ویتنام گرفته شد. در جریان درگیری، یک خلبان ویتنام جنوبی به اشتباه بمبی آتشزا (ناپالم) را روی مردم غیرنظامی انداخت. این عکس لحظه فرار کودکان وحشتزده را نشان میدهد که در میان آنها دختر ۹ سالهای به نام کیم فوک (Kim Phuc) با بدنی سوخته، فریاد میکشد.
هرمن لئونارد (Herman Leonard): اسطورههای جاز

در اوایل سال ۱۹۴۸ در رویال روست نیویورک (Royal Roost)، فرصتی بینظیر برای لئونارد فراهم شد تا از شماری از معروفترین نوازندگان جاز آن دوره در حین تمرین عکاسی کند. او از این خاطره با شادی یاد میکند، زمانی که هم در جمع هنرمندان مورد علاقهاش بود و هم یکی از مهمترین تصاویر دوران حرفهای خود را ثبت کرد.
کارل فیشر (Carl Fischer): محمد علی کلی، نیویورک ۱۹۶۷

در پایان امیدواریم این مجموعه مورد توجه شما قرار گرفته باشد.
تحریریه معماری آرل
نویسنده: مریم اصلانی (تحریریه زومیت)
منبع: زومیت، BOREDPANDA


