معماری و شهرسازی از عوامل بسیار مهم در زندگی روزمره ما هستند که اگر صحیح و درست طراحی و اجرا شوند، می‌توانند کیفیت زندگی در سلامتی، اقتصاد، تحصیلات و مسکن را بالا ببرند. در این ویدیو، طراح شهری Jeff Speck، ایده پراکندگی حومه‌ای در شهرسازی آمریکا را مورد بررسی قرار می‌دهد که چگونه باعث ایجاد مشکلاتی برای محیط زیست و سلامت شهروندان شده است.

سخنرانی جف اسپک: چگونه شهرهای قابل راه رفتن آینده ما را می‌سازند؟

من یک برنامه‌ریز و طراح شهری هستم. می‌خواهم امروز با شما نه در مورد طراحی، بلکه در مورد آمریکا و این‌که چگونه می‌تواند از نظر اقتصادی و محیط زیستی پایدارتر و سالم‌تر باشد، صحبت کنم. ا ایده‌های آمریکایی در بسیاری از نقاط دنیا شبیه‌سازی شده‌اند و بدترین ایده‌ای که ما تا به امروز داشته‌ایم، پراکندگی حومه‌ای است.

منظور من از پراکندگی حومه‌ای، سازمان‌دهی مجدد زمین‌ها و چشم‌اندازها هم‌پای با احتیاج به اتومبیل است؛ اتومبیلی که زمانی وسیله‌ای برای آزادی بود، اما اکنون به یک وسیله مصرف بنزین، هدر دادن وقت و تهدیدکننده زندگی تبدیل شده است. راه‌حل دیگری وجود دارد. کاری که من انجام می‌دهم این است که شهرهایمان را قابل پیاده‌روی کنم. برای این کار، از استدلال‌های اقتصادی، اپیدمیولوژی و محیط زیستی استفاده می‌کنم که امروز به طور مختصر برای شما توضیح می‌دهم.

استدلال اقتصادی: پس‌انداز پول و جذب استعدادها

در دهه ۷۰، یک آمریکایی معمولی حدود یک‌دهم حقوقش را خرج رفت‌وآمد می‌کرد. از آن زمان، ما تعداد خیابان‌ها را دو برابر کرده‌ایم و اکنون یک‌پنجم حقوقمان را صرف رفت‌وآمد می‌کنیم. قشر کارمند امروزه بیشتر از مسکن، خرج رفت‌وآمد می‌کند. این پدیده که به آن «رانندگی کن تا واجد شرایط شوی» می‌گویند، باعث شده مردم برای یافتن مسکن ارزان‌تر، دورتر و دورتر از مرکز شهر زندگی کنند و ساعت‌ها در رفت‌وآمد باشند.

چه اتفاقی می‌افتد اگر شهری تصمیم بگیرد که اولویت‌های دیگری داشته باشد؟ بهترین مثال در آمریکا، پورتلند، اورگان است. پورتلند در دهه ۷۰ تصمیمات زیادی گرفت که آن را از دیگر شهرها متمایز کرد. آن‌ها یک مرز شهری مشخص ایجاد کردند، خیابان‌ها را باریک کردند و در دوچرخه‌سواری و پیاده‌روی سرمایه‌گذاری کردند. این تغییرات باعث شد میزان رانندگی هر شهروند کاهش یابد و اکنون ۲۰ درصد کمتر از بقیه کشور رانندگی می‌کنند. این صرفه‌جویی معادل ۳.۵ درصد از درآمد این ناحیه است.

اگر مردم این پول را خرج رانندگی نکنند، برای چه کاری استفاده می‌کنند؟ پورتلند به داشتن بیشترین کتاب‌فروشی‌های مستقل و تفریحات متنوع معروف است. مردم پورتلند بیش از سایر آمریکایی‌ها برای تفریح خرج می‌کنند. علاوه بر این، قشر جوان تحصیل‌کرده دسته دسته به پورتلند نقل مکان می‌کنند. بهترین استراتژی اقتصادی برای یک شهر، تبدیل شدن به مکانی است که مردم دوست دارند در آن زندگی کنند.

استدلال سلامتی: طراحی شهری به مثابه درمان

مبحث سلامتی مبحث مخوفی است. در دهه ۷۰، از هر ۱۰ آمریکایی، ۱ نفر چاق بود. امروز، از هر ۳ آمریکایی، ۱ نفر چاق است. به گفته مرکز کنترل بیماری، یک‌سوم کودکانی که بعد از سال ۲۰۰۰ به دنیا آمده‌اند، بیماری قند خواهند گرفت. ما در آمریکا اولین نسلی را داریم که از والدین خود کمتر زندگی خواهند کرد.

من بر این باورم که این بحران بهداشت، یک بحران طراحی شهری است و طراحی شهرهای ما درمان این بیماری است. کمبود تحرک که زاییده خیابان‌بندی ماست، وزن ما را بالا می‌برد. تحقیقات نشان داده است که رابطه قوی‌تری بین وزن و کمبود تحرک وجود دارد تا بین وزن و رژیم غذایی.

آیا شما در شهری قابل راه رفتن زندگی می‌کنید؟ یا در شهری که کمتر می‌شود در آن راه رفت؟ تحقیقات در شهر سن‌دیگو نشان داد اگر در محله‌ای قابل راه رفتن زندگی کنید، ۳۵ درصد احتمال اضافه وزن دارید، اما اگر در محله‌ای کمتر قابل راه رفتن زندگی کنید، این احتمال به ۶۰ درصد می‌رسد. بزرگ‌ترین بحران سلامتی ما از بی‌تحرکی حاصل از محیط زیست ما ریشه دوانده است.

از طرفی دیگر، ما دچار اپیدمی آسم هستیم که تقریباً همه‌اش به دلیل اگزوز خودرو است. آلودگی هوا در آمریکا دیگر از کارخانه‌ها نمی‌آید، بلکه از لوله‌های اگزوز می‌آید. در نهایت، بزرگ‌ترین عامل کشنده در افراد سالم، تصادفات رانندگی است. در آمریکا سالانه ۱۲ نفر از هر ۱۰۰,۰۰۰ نفر در اثر تصادف جان خود را از دست می‌دهند، در حالی که این آمار در شهرهای قابل راه رفتن مانند نیویورک ۳ نفر است. پس شهرها امن‌ترند زیرا ما کمتر رانندگی می‌کنیم؟ موضوع این است که شهر شما برای خودروها طراحی شده است یا برای مردم؟

این قسمتی از یک استدلال بزرگتر در مورد سلامتی است.

استدلال محیط زیستی: شهرها، راهی برای نجات طبیعت

در آخر، استدلال محیط زیستی بسیار شگفت‌انگیز است. جنبش حفظ محیط زیست در آمریکا، یک جنبش روستایی کلاسیک بوده است. اما نقشه‌های کربن نشان دادند که این تفکر اشتباه است. وقتی میزان دی‌اکسید کربن بر اساس هر خانواده اندازه‌گیری شد، نقشه کاملاً برعکس شد: انتشار کربن در شهرها کمتر، در حومه‌ها بیشتر و در محلات خارجی شهری بسیار زیاد بود.

اکنون کارشناسان محیط زیست می‌گویند اگر عاشق طبیعت هستید، بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید این است که از آن دوری کنید و به شهرها نقل مکان کنید. هر چه متراکم‌تر بهتر. یک شهروند عادی در منهتن، میزان مصرف بنزینش از دهه ۲۰ میلادی به بعد در کل کشور بی‌سابقه بوده است. ما می‌توانیم بهتر عمل کنیم و می‌خواهیم سبز باشیم.

تلاش ما برای سبز بودن از راه غلطی است. تمرکز بر روی ابزار و لوازم جانبی، بحث را تحت سلطه قرار داده است. چه کار می‌توانم برای خانه‌ام انجام دهم که زندگی‌ام را پایدارتر کنم؟ تمام این نوآوری‌ها در مقایسه با کمکی که با زندگی کردن در یک محل قابل راه رفتن می‌کنیم، فقط ذره‌ای کمک می‌کنند. استفاده از لامپ‌های کم‌مصرف، سالانه همان مقدار انرژی ذخیره می‌کند که نقل مکان به یک شهر قابل راه رفتن در یک هفته ذخیره می‌کند.

نتیجه‌گیری: کیفیت زندگی در گرو پایداری شهری

چیزی که شاید بهتر از چیزی بود که ما الان داریم؟ رده‌بندی استاندارد طلایی در کیفیت زندگی، Mercer Survey نام دارد. بالاترین رتبه در شهرهای آمریکا متعلق به شهرهای قابل راه رفتن است. شهرهایی با بیشترین میزان رانندگی در این لیست نیستند. شهرهای کانادایی و اروپایی که مصرف بنزین کمتری دارند، رتبه‌های بالاتری کسب می‌کنند.

آیا این پایدار تر بودن، چیزی است که کیفیت زندگی را بالا می‌برد؟ من استدلال می‌کنم که آن چیزی که شما را پایدارتر می‌کند، همان چیزی است که کیفیت زندگی را بالا می‌برد و آن، زندگی در یک محل قابل راه رفتن است. ما زمان، پول و زندگی‌مان را در ساخت اتوبان‌ها هدر می‌دهیم. این مشکلات یک راه‌حل مشترک دارند و آن این است که شهرهایمان را بیشتر قابل راه رفتن کنیم.

انجام این کار آسان نیست، اما امکان‌پذیر است. به قول وینستون چرچیل: «روی مردم آمریکا می‌توان حساب کرد؛ آن‌ها بعد از امتحان کردن همه راه‌های جایگزین، بالاخره کار درست را انجام می‌دهند».

منبع: سخنرانی های TED