.jpg)
کامران دیبا، معماری تحصیلکردهی آمریکا، که در سال ۱۳۳۵ (۱۹۵۶م.) از ایران رفته بود، سال ۱۳۴۵ (۱۹۶۵م.) به ایران بازمیگردد. او که در سالهای تحصیل، مجذوب موزههایی از قبیل موزهی هنرهای مدرن نیویورک (Moma) بود، آرزوی ساختِ چنین موزهای در ایران را در سر میپروراند و چند سالی مشغولِ پروژههای متعدد میشود.
.jpg)
طرح و ایده اولیه موزه
در سال ۱۳۴۹ (۱۹۶۷م.) دفتر مخصوص فرح، به منظور رسیدگی به امور فرهنگی و کارهای خیریه ایجاد شد. همان سال کامران دیبا، مُدلی از موزهی پیشنهادیاش را به آنجا برد، اما هنوز دفتر مخصوص نه هدف ساختن موزه را داشت، و نه توان مالیاش را. با این حال، دستِ رد به سینهی طرحِ او نزد. دیبا از سوی دفتر مخصوص، ماکت را پیش وزیر فرهنگ و هنر آن زمان، مهرداد پهلبد برد. پهلبد در ظاهر نشان داد که از این طرح خوشش آمده، اما با گذشتِ زمان، هیچ اقدامی در این رابطه صورت نداد و پرونده موزه عملاً مختومه ماند.
هفت سال بعد، در سال ۱۳۵۴ (۱۹۷۴م.)، شرایط کاملاً دگرگون شده بود. اوپک تأسیس شده بود و افزایش قیمت نفت، تهران را به یک مرکز ثقل تجارت بینالمللی تبدیل کرده بود. در این زمان، فرح دیبا تنها کسی بود که قابلیت پذیرش چنین نهادی را درک میکرد و قادر بود بودجهی سخاوتمندانهای از طریق شرکت نفت ایران برای خرید اشیای هنری ایرانی و خارجی تأمین کند.
معماری و فرآیند ساخت
کامران دیبا ماکت موزه را با الهام از بادگیرهای گِلی شهر یزد و طرحهایی که از موزهی گاگنهایم نیویورک در ذهن داشت، ساخت. این ایده با نحوهی نورگیری ساختمانهای صنعتی که نور طبیعی از سقف وارد میشود، پیوند میخورد. او همچنین از طرح موزهای در سَنپُلدُوانس اثر خوزهلوییسِرت الهام گرفته بود. از نظر محتوا و بخشهای لازم، او چند جنبهای بودنِ موزهی هنر مدرنِ نیویورک (Moma) را نیز مد نظر داشت. موزه در زمینی با مساحت پنج تا شش هزار متر و با مصالحی چون بتون، سنگ، مس و شیشه ساخته شد تا ابهت موزه و اهمیت گنجینهاش نزدِ بازدیدکنندگان را القا کند.
.jpg)
حوضی از نفت: استعارهای از یک دوران
موزهی هنرهای معاصر تهران، ثمرهی شرایطی استثنایی در تاریخ ایران و جهان است. تأسیس اوپک و رشدِ خارقالعادهی قیمت نفت، بازار جهانی هنر را راکد کرده بود. این شرایط که به دورهی پترو دلار معروف شد، فرصتی بینظیر برای ایران فراهم آورد. کامران دیبا (مؤسس، معمار و نخستین مدیر موزه) با درک این هویت، یکی از کارهای هاراگوچی، هنرمندِ ژاپنی، را برای قسمت مرکزی موزه خریداری کرد. این اثر، یک حوض فلزی بود که آن را به جای هر مایع دیگری با نفت پُر کردند؛ نفتی که عملاً حق بزرگی بر گردنِ موزه داشت. در روز افتتاحیه، وقتی شاه دست خود را برای اطمینان از محتوای حوض به نفت آغشته کرد، این اتفاق بعدها مانند یک استعارهی سیاسی تاریخی جلوهگر شد.
.jpg)
نقش دفتر مخصوص در گردآوری آثار
دفتر مخصوص در ابتدا جمعآوری کارهای هنرمندان ایرانی و خرید آثار قدیمی و سنتی ایران از خارج را آغاز کرده بود. در بدوِ خریدها، ریاست دفتر با کریم پاشا بهادری بود. بعداً وقتی هوشنگ نهاوندی جانشین او شد، تشکیلات سازمانی موزه شکل گرفت و خریدها مستقیماً از طرف خود موزه انجام میشد. کامران دیبا معتقد است که بدون پشتکار و پشتیبانی نهاوندی، تأمین اعتبار برای چنین پروژههایی و عبور از موانع بوروکراسی، کار آسانی نبود.
پس از مدتی، با موزهی موما تماس گرفته شد و دانا ستاین (Dona Stein)، کارشناس امور هنری، برای مشاوره به دفتر مخصوص ملحق شد. او که بعدها برای موزهی وند لسآنجلس کار کرد، آن دوران را اینگونه به یاد میآورد: «اجازه نداشتیم به کسی بگوییم که چه کاری انجام میدهیم. دوران فوقالعادهای بود. فقط اضطرابآور بود.»
.jpg)
.jpg)
افتتاح موزه در ۲۲ مهر ۱۳۵۶
پس از اتمام ساخت موزه، کامران دیبا در جستجوی مدیری بینالمللی به سفر رفت اما در نهایت به پیشنهاد فرح، خود مسئولیت مدیریت موزه را موقتاً بر عهده گرفت. برنامهی افتتاح موزه سه روزه بود و روز ۲۲ مهر ۱۳۵۶ (۱۳ اکتبر ۱۹۷۷م.)، نخستین روز آن بود. مهمانان خارجی، مدیران موزههای معتبر و خبرنگاران جهانی در این مراسم حضور داشتند.
واکنش مطبوعات خارجی، به جز رسانههای آلمان، عمدتاً منفی بود. منتقدانی چون جورج بودای در لوموند با طرح این پرسش که «این موزه برای کیست؟»، فایدهی اجتماعی آن را برای یک کشور جهان سومی مشکوک میدانستند. برخی نیز با گرایشهای سیاسی، تلاش کردند ایران را از نظر هنری تحریم کنند. با این وجود، موزه در سه ماههی نخست پس از افتتاح، بیش از ۴۶ هزار بازدیدکننده داشت که نشان از استقبال عمومی داشت.
.jpg)
اعتبار جهانی یک موزه استثنایی
موزه، مجموعهی کاملی از هنر بعد از جنگ جهانی دوم تا دههی ۱۹۸۰ میلادی شد و در زمان گردآوری، جزو چهار کلکسیون برتر دنیا از نظر جامعیت و فراگیری سبکها و نقاط عطف تاریخ هنر مدرن بود. موزه هنرهای معاصر تهران، قدیمیترین نهاد هنر مدرن در خاورمیانه و یکی از نخستین بناهایی است که با هدف مشخص ارائهی هنر مدرن و معاصر در جهان ساخته شد. برای مقایسه، «گالری ملی برلین» تنها ۸ سال زودتر و «موزهی لدویگ کلن» ۸ سال بعد از آن احداث شد و «مرکز ژرژ پمپیدو» در فرانسه تنها یک سال قبلتر افتتاح شده بود.
.jpg)
موزه به مثابه یک مرجع هنری
راهاندازیِ جریانهای هنری از کارکردهای اساسی موزه بود. از نظر کامران دیبا، موزه جایی بود که آثار هنری را میخرید، به نمایش میگذاشت، دربارهی آنها توضیح میداد و در نهایت به یک سنگ محک و معیار تبدیل میشد. اولین هدف، ایجاد یک مرکز فعال آموزشی و سپس کمک مالی به هنرمندان بود. قرار گرفتن یک اثر ایرانی در کنار یک اثر خارجی، فرصتهای زیادی برای آموختن فراهم میکرد. موزه همچنین دارای کتابخانه، آمفیتئاتر، سینماتک، و بخش معماری و عکاسی بود.
.jpg)
.jpg)
گنجینه موزه: هزینهها و ارزش آثار
کل هزینهی ساخت و تجهیز موزه در سال ۱۳۵۶، ۲۷ میلیون تومان تمام شد. قیمت کل آثار خارجی خریداری شده توسط کامران دیبا ۳,۶۳۱,۰۷۵ دلار و آثار ایرانی معادل ۹۶,۵۱۵ دلار بود. خرید آثار ایرانی عمدتاً از گالریها انجام میشد تا به تقویت بازار هنر کمک شود. از آن سالها تاکنون، ارزش گنجینهی موزه به شدت افزایش یافته است. کل آثار با مبلغی کمتر از ۲۰ میلیون دلار خریداری شد، در حالی که امروز ارزشی بالغ بر ۵ میلیارد دلار دارد.
گنجینهی موزه، آثار «مکتب نیویورک» (اکسپرسیونیزم انتزاعی)، جنبش پاپآرت، مینیمالیستها، و فتورئالیستها را به طور گسترده شامل میشود. این مجموعه همچنین آثار مهمی از امپرسیونیستهای اروپایی تا جریانهای پستمدرنیستی آمریکایی را در بر میگیرد. علاوه بر این، کلکسیون کاملی از مجسمهسازان قرن بیستم، آثار معماران، و مجموعهای غنی از تاریخ عکاسی در گنجینه وجود دارد.
.jpg)
.jpg)
ساختار و مدیریت اولیه موزه
هیئت مدیرهی تشریفاتی موزه مرکب بود از فاطمه فرمانفرماییان، علی لاجوردی، کریم امامی، شهردار وقت تهران، مهدی کوثری و داریوش مهرجویی. برای هر بخش مسئولی انتخاب شده بود: نسرین فقیه (معماری)، دانا ستاین (عکاسی)، و نگار روحانی (نقاشیهای ایرانی). دیوید گالوی نیز مسئولیت مجموعهداری نقاشیهای خارجی را بر عهده گرفت.
موزه از ابتدا تا امروز مدیران زیادی را تجربه کرده است: «کامران دیبا- مهدی کوثر- قدرتالله رهگذر- زینالدین- صادق جلالی- محمدرضا نقیبی- منزه- حسین کاشیان- غلامعلی طاهری- ناصر جواهریپور- سید اشرف حسینی- منصور سلیمانی- سید محمد صحوفی- علیرضا سمیعآذر- عبدالمجید حسینی راد- حبیبالله صادقی- محمود شالویی- احسان آقایی- مجید ملانوروزی.»
کمی پس از انقلاب، موزه برای نزدیک به ربع قرن به انزوا فرو رفت. این سکوت در دوران اصلاحات و با مدیریت علیرضا سمیعآذر شکسته شد. او برای نخستین بار نمایشگاههایی از آثار پاپآرت و دیگر گنجینههای مدفون شده در انبارها، از جمله تابلوی حساسیتبرانگیز فرانسیس بیکن را برپا کرد.
.jpg)
سرنوشت گنجینه: آنچه رفت و آنچه ماند
آنچه در دفتر موزه ثبت شده، ۳ هزار و ۳۵۰ اثر است که شامل ۱۴۰۰ اثر خارجی و ۱۹۵۰ اثر از هنرمندان ایرانی است. این آثار یکی از بزرگترین کلکسیونهای هنر آمریکایی و هنر پس از جنگ جهانی دوم را شکل میدهد. هدف اصلی، افزودنِ تدریجیِ آثار به گنجینه بود که با وقوع انقلاب متوقف شد. با این حال، گنجینهی موزه به طرزی باورنکردنی، در بطنِ شدیدترین مسائل سیاسی و امنیتی کشور، طیِ ۴۰ سال اخیر به استثنای چند مورد، دستنخورده و سالم باقی مانده است.



