مروری بر سیر تحول نما در معماری، قرون وسطی و رنسانس

از سرپناه تا نما: سیر تحول پوشش ساختمان

پوشش ساختمان به عنوان یکی از مهم‌ترین اجزا یک بنا، تاریخی به گستره‌ی کل تاریخ معماری دارد و بسیاری از تجلیات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی مذهبی تمدن‌ها وامدار حضور آن است. در واقع اولین و قدیمی‌ترین وظیفه پوشش ساختمان حفاظت از انسان در برابر تهدیدات بیرونی بوده است. حصار در تفکر انسان نخستین، نمادی از دفاع و فاصله‌گذاری با جهان خارج بود، انسان یکجانشین با کشیدن دیوار یکی از ساده‌ترین شیوه‌ها برای حفظ بقای خویش در برابر حیوانات و ناملایمات محیطی را برگزید و موفق به ساخت سرپناه گردید. در این سرپناه‌ها مواد و مصالح صورتی خام و طبیعی داشتند و کمترین تغییر و تبدیل در آن‌ها صورت گرفته بود، ولی استفاده از آن‌ها صورتی بهینه و بصرفه نداشت. به تدریج مواد و مصالح از صورت صد درصد طبیعی خود خارج و واجد تنوع گردید و با تکامل روند طراحی و پیدایش بناهای مختلف، تمایزات منطقه‌ای و قومی رفته رفته جایگزین تمایزات محلی و اقلیمی شد.

مروری بر سیر تحول نما در معماری، قرون وسطی و رنسانس

تا زمانی که سکونت‌گاه برای ساکنینش تنها در حکم یک حفاظ بود و از آن برای محافظت در مقابل تهدیدهای بیرونی استفاده می‌شد، توجه به ظاهر پوشش یا آن‌چه امروزه به آن اصطلاحا “نما” اطلاق می‌شود، اهمیتی نداشت. سکونت‌گاه‌ها در ابتدا تنها با دیوارهایی ستبر، زمخت و یکپارچه محصور شده بودند که با حداقل منفذ با فضای بیرونی خود ارتباط داشتند. به تدریج دیوارهای خارجی سکونت‌گاه‌ها برای کسب نور و یا سایه‌اندازی واجد فرورفتگی و یا برآمدگی شدند. با افزایش ثبات اقتصادی و روانی، کم‌کم انسان‌ها خانه‌ی خود را تنها به عنوان دژی که باید از آن به طور پیوسته دفاع کنند تصور نکرده، بلکه تمایل داشتند تا آن را به عنوان جلوه‌ای جذاب از خویش و خانواده‌شان ارائه دهند. ذهنیات انسان که تا آن زمان تنها در اجزا منفرد بنا ظاهر شده بود، امکان بازنمود بر روی پوسته‌ی بیرونی ساختمان‌ها را یافت. بدین سان پوشش ساختمان که در آغاز به جهت برآوردن نیازهایی صرفا عملکردی به وجود آمده بود، رفته رفته به لایه‌ای مناسب برای بیان خواسته‌های استفاده‌کنندگان بنا تبدیل شد، لایه‌ای که قابلیت بازنمود منویات و سلایق مردم را در قالب تزیینات و آرایه‌ها داشت.

در گستره‌ی تاریخ، دفاع در برابر هم‌نوع به کلی شکل سکونت‌گاه‌ها را تغییر داد. آن‌چه در برابر حمله جانوران و عوامل نامساعد جوی مقاوم بود، می‌بایست توان مقاومت در برابر حمله انسان‌های دیگر را هم می‌داشت. این بار بر گرد مجتمع‌های سکونتی حصار کشیده شد و پوشش‌های دفاعی پیرامونی پدید آمد. حصار مرتفع و مستحکم وجه مشترکی بود که در اکثر هسته‌های شهرنشینی اولیه دیده می‌شد. بدین ترتیب وظیفه خطیر محافظت از انسان‌ها، از جداره خانه‌ها به برج و باروی شهرها سپرده شد و جداره‌های خانه‌ها رفته رفته آزادتر، سبک‌تر و بازتر از قبل شدند.

مفهوم نما در قرون وسطی و اهمیت یافتن فضای شهری

نما تنها زمانی به عنوان یک عنصر مستقل معمارانه مطرح شد که معماران خواستند از طریق تناسبات و سازماندهی فضایی بر روی جهتی خاص تاکید کنند. این امر بیشتر در بناهایی با کارکردهای اجتماعی و مذهبی دیده می‌شد و در سایر ابنیه به خصوص منازل مسکونی استفاده نمی‌شد. در اکثر تمدن‌های نخستین، از چین و هند گرفته تا ایران، بین‌النهرین، مصر، یونان و روم خانه حالتی درون‌گرا داشت و بنا واجد نمای بیرونی قابل توجهی نبود. در بسیاری موارد جداره‌ی خارجی خانه تنها صفحه‌ای یکنواخت با مصالح یکسان بود که چیزی از درون خود را نمی‌نمایاند.

نما یا façade به معنای “صورت و وجه بیرونی شی” است. لغت façade از واژه‌ی face مشتق شده است که در اصل به معنای “صورت آراسته شده چیزی غیراصیل” است. اگرچه لغت نما (facade) برای پوشش ساختمان از قرون وسطی در ادبیات معماری رواج یافته است، ولی کاربرد مفهوم آن به زمان‌های قبل‌تر برمی‌گردد. انتخاب واژه نما، متاثر از تصور مردم قرون وسطی به پوشش ساختمان بود. معماران آن دوران نما را عنصری مستقل می‌دیدند که بین درون و بیرون ساختمان واقع شده بود. با وجود آن‌که خانه همچنان فضایی خصوصی و بسته بود، ولی سعی می‌شد با طراحی نمای آن وضعیت داخلی بنا در بیرون به نمایش گذاشته شود. به تدریج با گسترش زندگی شهری و اهمیت یافتن فضاهای عمومی، بر نمایش بیرونی بناها در سطح شهر تاکید شد. در رابطه با میزان اهمیت نمای شهری شواهد کافی توسط متون تاریخی ارائه شده است. برای مثال ساکنین فلورانس حتی نسبت به نوع ستونی که در کلیسای جامع به کار رفته بود با رای خود اظهار نظر کردند و یا اینکه شهرداری شهر سینای ایتالیا مصوباتی به تصویب رساند که ساکنین شهر را ملزم به رعایت محدودیت ارتفاع و پیروی از خطوط اصلی نمود. به گفته‌ی “دکارت” همیشه در شهرها مسوولان معینی بودند که وظیفه‌ی آن‌ها مراقبت از بناهای خصوصی بود تا به آرایش عمومی شهر کمک کنند.

معماری قرون وسطی موجب تحولات اساسی دیگری نیز در پوشش ساختمان گردید، تحولاتی مانند ظهور سطوح بزرگ بازشوها و تاکید بر نقش بصری و ارتباطی پوشش. در معماری این دوران تفسیر جدیدی از دیوار، نور و فضای معماری ارائه شد و بخش غیرسازه‌ای پوشش ساختمان از قسمت باربر آن جدا و قابل تشخیص گشت. جدا شدن قسمت باربر از غیر باربر بنا باعث افزایش قابلیت‌های طراحانه پوشش ساختمان گردید.

نما در معماری رنسانس: نظم، تناسبات و علم

انسان رنسانسی معتقد به نظم حاکم بر جهان بود، لذا می‌خواست این نظم نیز در خانه و شهرش منعکس گردد. به علاوه در دوره رنسانس این اعتقاد پدیدار شد که معماری یک علم است و تمام اجزا آن باید در یک سیستم تناسباتی و ریاضیاتی جای بگیرند و یکپارچه شوند، بنا بر این خیابان‌های شهر صورتی مستقیم یافتند که از خطوط افقی و تکرار عناصر یکنواخت شکل گرفته بودند. به همین دلیل نمای دو بعدی ساختمان در این دوره اهمیت یافت و خطوط افقی مستقیم بام، بدون شکستگی، قوس‌های نیم دایره‌ای، قرنیزها، سنگ‌های بالای سردرها و پنجره‌ها و ستون‌های جلوی بنا به عنوان عناصر اصلی نما مطرح گشتند.

در کلیسای “سنت ماریا نولا”، اثر آلبرتی نما موجودیتی مستقل از داخل بناست.

مروری بر سیر تحول نما در معماری، قرون وسطی و رنسانس

“پالازو رچلی” اثر “آلبرتی” نمونه‌ای از خانه‌ی رنسانسی است. در این دوران سطح و تعداد بازشوها در نما فزایش یافت.

مروری بر سیر تحول نما در معماری، قرون وسطی و رنسانس

گردآورنده: فائزه میرزائی

تحریریه معماری آرل

منبع: فصلنامه معماری و ساختمان