
رابطۀ شهر و تئاتر رابطهای دورودراز است که دیرینهای به قدمت درامهای یونانی دارد. تئاتر از همان یونان قرن پنجم پیش از میلاد جزیی جدانشدنی از شهر بوده است تا به امروز. تأمل تاریخی روی رابطۀ این دو پدیده دو نقطۀ عطف مهم را نشان میدهد که نخستین آن به هنگام رواج تراژدیهای یونان قرن پنجم قبل ازمیلاد اتفاق میافتد و تراژدی ارتباطی بلاواسطه و تفکیکنشدنی با شهر پیدا میکند و دیگری در دوران مدرن و به هنگام پدید آمدن مادرشهرها است که دوباره این رابطه اهمیتی بسیار پیدا میکند اما در فاصلۀ این دو نقطۀ عطف، تحولی در نگرش انسان، نسبت به این دو پدیده و رابطۀ آنها صورت میگیرد که صورتبندی نظری و مفهومسازی آن درواقع ایدۀ اصلی این مقاله است.

به عبارتی دیگر، این مقاله سعی دارد با استفاده از روش درزمانی بررسی پدیدهها و با استفاده از چهارچوب نظریِ علم شناختی و نظریۀ استعارههای شناختیِ مدون شده در این چهارچوب نظری، یک صورتبندی نظری مستدل از رابطۀ تاریخی شهر و تئاتر ارایه دهد.
استعارهها از منظر شناختی؛ به عنوان مبنای نظری فهم تحول رابطۀ شهر و تئاتر
در طی هزاران سال استعاره به مثابه موضوعی مربوط به زبان مطالعه شد نه موضوعی مربوط به اندیشه. در این دوران نظریۀ کلاسیک زبان همیشه میان زبان روزمره و زبان ادبی تمایزگذاری کرده و صنایع بلاغی ازجمله استعاره را به حوزۀ زبان ادبی محدود کرده بود. درحالی که “زبانشناسی شناختی که رویکردی است به مطالعۀ زبان بر اساس تجربیات ما از جهان، نحوۀ درک و شیوۀ مفهومسازی” این تلقی از استعاره را منسوخ میکند.
“رویکرد کلی مطالعۀ زبان که امروزه تحت عنوان زبانشناسی شناختی مطرح میشود، به عنوان جزو لاینفک جنبشی گستردهتر به طور کلی برای دستیابی به شرحی رضایتبخش از طبیعت شناخت انسان و به طور خاص به معنای زبانی شکل گرفت. در این رویکرد دانش زبانی ذهنی، تنها بازتاب و در پارهای موارد صورت تخصیص یافتهای است از تواناییهای کلیتر شناختی که به واسطۀ فرآیندهای عصبی کنترل میشود. از این رو، در این نظریه پیوستاری میان انواع شناخت و زبان فرض میشود؛ بنابراین دیگر نمیتوان زبان را حوزۀ جداگانهای در ذهن و یا مغز در نظر گرفت چه برسد به اینکه بخواهیم چنین جایگاهی برای نحو در نظر بگیریم.”
در این رویکرد استعاره سازوکاری است مربوط به طبیعت شناخت انسان نه تنها امری مربوط به بیان، آن هم بیان محدود ادبی. در این تلقی از استعاره، یک حوزۀ تجربی بر حوزۀ تجربی دیگری نگاشت میشود به شکلی که حوزۀ مبدأ که معمولاً عینی است بر حوزۀ مقصد که انتزاعی است، نگاشت میشود. “به بیان دیگر استعاره را میتوان نگاشت سازمان یافته از حوزۀ مبدأ به حوزۀ مقصد دانست یعنی ابتدا حوزۀ مقصد، که به واقع میخواهیم دربارۀ آن صحبت کنیم آورده میشود”. جرج لیکاف مینویسد:
“این اصول کلی که شکل نگاشتهای مفهومی را به خود میگیرند، البته نه فقط در شیوههای بیان بدیع شاعرانه که در مورد زبان روزمره نیز دخیلاند. خلاصه بگویم، جایگاه استعاری به کلی در زبان نیست، بلکه خاستگاه آن را باید در چگونگی مفهومسازی یک قلمرو ذهنی بر حسب قلمرو ذهنی دیگر یافت. نظریۀ عام استعاره از طریق تعیین مشخصات نگاشتهای بین قلمروهای ذهنی تحقق یافته است. در این فرآیند مشاهده میشود مفهومهای انتزاعی روزمره مانند زمان، حالتها، علیّت و هدف نیز استعاریاند.”
“تئاتر پولیس است” پولیس و تئاتر در آتن دوران کلاسیک
در بررسی رابطۀ شهر و تئاتر در سیر تاریخی آن بیشک باید با سرآغاز پدید آمدن درام در یونان باستان شروع کرد. دوران دویست سالۀ قرن پنجم و چهارم پیش ازمیلاد که در این دوره آتن به بدل شد. اما آتن تنها شهر به معنای امروزی آن نبود. آتن تجسم واحدی سیاسی-اجتماعی بود به نام پولیس که صبغهای دارد مربوط به ۸۰۰ پیش از میلاد. و در بررسیهای تاریخی پدید آمدن آن را به دورۀ سیصدسالۀ ۸۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد نسبت میدهند.
پولیس با شهر تفاوت دارد. شهر به معنای جایگاه زیست مردمان را در یونان asty مینامند. پولیس در آغاز قلعهای بود که در پای asty ساخته میشد اما مفهوم آن تغییر یافت و به معنای جامعۀ منظم سیاسی به کار رفت.
دورهای که در یونان به دورۀ آرکاییک معروف است، دورهای است که پس از دوران تاریکی یونان فرا میرسد. دوران تاریکی یونان سالهای میان قرن سیزدهم تا هشتم پیش ازمیلاد را دربرمیگیرد که نبود نوشتار این دوران را واجد صفت تاریکی میکند. حماسههای هومری با آنکه در دورۀ تاریکی پدید آمدهاند اما نوشته شدنشان به دورۀ آرکاییک تعلق دارد؛ دورانی که سرآغاز ادبیات یونانی به شمار میآید و از قرن هشتم پیش ازمیلاد شروع میشود. زمینۀ حماسههای هومری و سایر آثار ادبی دورۀ آرکاییک یونان، نظم سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نوینی است که پولیس خوانده میشود. “شکلگیری پولیس مصادف است با استقرار معابد و چهار مکان مقدس پان هلنی در المپیا، دلفی، ایستمیا، نئمیا و بستری شد برای حدوث نوآوریهای سیاسی، فرهنگی، ادبی، فلسفی و معمارانه ای که دوران آرکائیک و کلاسیک یونان شهرت خود را مدیون آن است. پولیس که در اصل به معنی استحکامات است دو مفهوم شهر و حکومت را در خود نهفته دارد به همین دلیل دولت-شهر نیز خوانده میشود.
بسیاری ترجمۀ دولت-شهر یا حتا حکومت-شهر را برای پولیس ناکافی میدانند. به طور مثال، اچ. دی. کیتو معتقد است: “پولیس کلمۀ یونانی است که به ناچار دولت-شهر ترجمهاش میکنیم. ترجمۀ خوبی نیست، چراکه پولیس متعارف چندان به شهر نمیمانسته و از دولت هم به مراتب بیشتر بوده”.
یا کرولی که عقیده دارد برخلاف دولت مدرن که میتواند شهروندان منفک شود، پولیس از شهروندانش منفکشدنی نبود، و به همین خاطر ترجمۀ دولت-شهر برای پولیس را رد میکند. این همبستگی بلافصل پولیس و مردمانش در عبارتی یونانی به تمامی تجسم یافته است، ریچارد سیفورد عین این عبارت را از تئوسیدیدس یونانی نقل میکند: “منظور از پلیس مردمان آن پولیس است.” سایمون گلدهیل نیز در کتابش دربارۀ ارستیا از ترجمۀ پولیس به دولت-شهر پرهیز میکند، چراکه معتقد است:
“ترجمههای معمول شهر و دولت-شهر نمیتواند طیف پیچیدۀ تصورات سیاسی، مکانی، مذهبی تاریخی و اجتماعی را که این اصطلاح یونانی در ذهن بر میانگیزد را انتقال دهد. فکر میکنم برای بسیاری از خوانندگان امروزی اصطلاح سیاسی متضمن چیزهایی است که کمابیش به گونهای تنگاتنگ با حکومت، سازمانها و برنامههای ایدئولوژیکی ارتباط دارد مثلاً؛ سیاست را در ورزش دخالت ندهید. اما پولیس در زبان یونانی، دقیقاً شرط هستی انسان است و چیزهای مربوط به پلیس تمام جنبههای زندگی یک شهروند را در برمیگیرد همانطور که ارسطو در این جمله مشهور میگوید انسان حیوانی سیاسی است با این جمله میخواهد بگوید که انسان لزوماً و طبیعتاً در پولیس زندگی میکند. درواقع آن چه بیشتر این متفکران بر آن تأکید دارند ویژگی منحصربه فردی است که پولیس واجد آن است و ترجمۀ آن را ناممکن میسازد. بررسی دقیق معانی ضمنی پولیس، همبستگی آن با نظمهای سیاسی، دینی و اجتماعی را آشکار میسازد.
“برخی اوقات شهر و قلمرو نامهای متفاوتی داشتهاند. مثلاً آتیکا قلمرویی است که در اختیار آتنیها بوده است و از آتن- که پولیس به مفهوم دقیق کلمه بوده- و پیرایوس و روستاهایی چند تشکیل مییافته است؛ اما مردم این قلمرو را مجموعاً آتنی میگفتهاند و نه آتیکایی و هر شهروندی در هر نقطهای از این قلمرو آتنی محسوب میشده است. در این معنی پولیس برابر دولت ماست.
منبع: مقاله تحول تاریخی نگاشت استعاری قلمروهای مفهومی شهر و تئاتر؛ از پولیس تا شهر مدرن
نصرتی، رفیق؛محمودی بختیاری، بهروز؛قهرمانی، محمدباقر



