.jpg)
معرفی خانه شماره ۱۴: اثری از مهرداد ایروانیان
معماری: مهرداد ایروانیان
موقعیت: شیراز
سال: ۱۳۸۸
فلسفه طراحی: اقتصاد سطوح و فضاهای پارانوئید
سطوح با محدودیت مرزها به فردیت میرسند. در این بنا سطوح، مرزها تنها در تغییر جهت حاصل میشوند. بعد از همه تغییر مسیرها، بعد از همه همجواری سطوح، معنای همنشینی افق پیش میآید یعنی یک غلظت دیگر. به نظر میآید تمام تغییر مسیرها به دنبال دست یافتن به همجواری با افق و غلظت دیگر است؛ یعنی شکل، ماحصل اقتصاد بر افق است. اقتصاد سطوحی برای حیات یافتن در یک بیسلسلهمراتبی و عدم تفوق، مگر که شرایط فضا تقدم و تأخر را تعریف کند. در واقع تقدم و تأخر نتیجه یک عمل و عکسالعمل بین دو سیستم اقتصادی یعنی سطح و فضاست.
این نگرش به تعریف سرفصل نوین «سطوح پارانوئید» میپردازد. سطوح پارانوئید به تعریف تدریجی تغییر مسیر دست میزنند و همواره از ارائه یک کاراکتر با سیستم تقابل اقتصادی مشخص پرهیز میکنند. سیستم سطوح پارانوئید به مجموعه پیچیده اقتصادی با چندگانگی شیزوفرنیک خود متکی است. معنای شیزوفرنیک به حد اقتصاد آن توسعه مییابد. در میان معادله شکل و عملکرد تابع اقتصاد، پارامتر شیزوفرنیک به همه اعضاء اضافه میگردد یا از هر دو سوی معادله کسر میگردد. یعنی اقتصاد شیزوفرنیک، شکل و عملکرد پارانوئید را به وجود میآورد.
آیا این است نتیجه یک بنیاد فیثاغورثی و اتکاء کلاسیک بر صور معلوم و پیشسامان از برای احتراز از اقتصاد تارتاروسی که فرم را و عملکرد را به ماده بیشکل تبدیل میکند و به هم میآمیزد و خمیره خنثی با تراکم زیاد را پیش روی میآورد؟ خمیرهای که اقتصاد، شکل و عملکرد، هر سه در آن به ایستایی رسیدهاند: یعنی پایان اقتصاد، پایان شکل، پایان عملکرد و پایان نیروهای شیزوفرنیک.
از پلیکروم به مونوکروم: جستجوی وحدت
سامان کلاسیک شکل به تبلیغ یک نوع اقتصاد ساده میپردازد که تغییرات شگرف را در دستورکار خود ندارد و تا ابد روانه است. شکل در قالب سبکها هم ناشی از این نوع نگرش یعنی پایداری اقتصاد و تبادل میان شکل و عملکرد آن تعریف خاص اقتصادی است که صورت میپذیرد. در اینجا سؤال مطرح میگردد که آیا معماری پایدار به چه معنی است و آیا امکانپذیر است؟ آیا همه تلاش دیدگاه کلاسیک یا سامانههای پیشقراردادی ناشی از این بیاعتقادی به پایداری معماری نیست؟ یعنی عدم پایداری اقتصادی و یا بالطبع شکل و عملکرد و داشتن یک سامانه معماری برای جاودانه ساختن شکل و عملکرد فارغ از اقتصاد؟
انتخاب سرفصل white monotheism به کمتر کردن استقلال سطوح میپردازد که هویت توده سطوح را به نمایش گذارد هر چند در پشت صفحه این همایش ولومتریک، گرایشات با اقتصادهای کوچک دیده میشود. مونوکروم به تغییر جهتها به صورت ساده میپردازد و از محدودیت عواقب نه چندان پیچیده میگوید. یعنی سودای وسواس. وسواس دانستن همه حوادث یعنی محدود ساختن روابط میان اجزاء، یعنی کنترل اشیاء، یعنی رویای شخصیت واحد، یعنی فرار از اسکیزوفرنی، یعنی واحد بنیادین، یعنی موناد. یعنی چرخه قابل درک. گریز از پلیکروم به مونوکرم، انتقال قابهای متعدد (ویرانی) به پایداری فردیت است. یعنی عاقبت مونوتهایسم سفید.
گالری تصاویر خانه شماره ۱۴
.jpg)
.jpg)

.jpg)
(1).jpg)


تحریریه معماری آرل
منبع: mehrdadiravanian, etoood


