معماری آرل

دوشنبه های هنرهای تجسمی: گفتگو با نقاش الهه حیدری

تاریخ : دوشنبه , ۱۳۹۵/۱۱/۲۵ ۱۳:۰۲
آثار الهه حیدری
تحریریه معماری آرل
ایمان افسریان: از دوران نوجوانی تان بگویید و شرایط زندگی خانواده و یا هرچیزی که فکر می کنید بعدها در شکل گیری شخصیت حرفه ایتان موثر شد.
الهه حیدری: رشته تحصیلی من هنر نبود. به هنر اصلا فکر هم نمی کردم. در کنکور هم دوست نداشتم شرکت کنم. تابستان پایان جنگ بود و من به طور اتفاقی با مدرسه هنر و ادبیات صدا و سیما آشنا شدم. در کلاس طراحی و نقاشی ثبت نام کردم و شانس من این بود که در کلاس های خانم زارع شرکت کردم که نگاه من به هنر را به طور کامل تغییر داد.
کلاسش را با روال متفاوتی شروع کرد. با تشویق او عضو کتابخانه موزه هنرهای معاصر شدیم. روزهای آخر هفته برنامه مشخصی برای تماشای کتاب های نقاشی، آنالیز و گفتگو راجع به تاریخ، هنر و زندگی نقاشان داشتیم. رفته رفته شور و شوق در ما زبانه کشید که با پیشنهاد و تشویق او انگیزه دیدن و تمرکز روز محیط اطرافمان حالت های روزمره و کشف ارتباط همه اینها با هم شد. صبح خیلی زود برای طراحی از مردم به جاهای عمومی مثل پارک ها، خیابان ها، درمانگاه ها و... می رفتم. این فکر می کنم یکی از بهترین دوره های زندگی من بود.
صغری زارع: تاثیر جریان های اجتماعی سال های اولیه انقلاب در رفتار هنرمندان تجسمی و آثار باقیمانده از آن دوره قابل تامل و بازبینی است. از هم گسیختگی نظام فکری و فرهنگی جامعه ما همراه با موجی از حرکت های واقع گرایانه و گاهی آرمان گرا در محیط های هنری اتفاق افتاد که خاص آن سال ها بود. طبیعتا تاثیر آن ها را در آثار باقی مانده از آن دوره می توان دید. ولی الهه بیشتر در خلوت خودش کار می کند.
افسریان: ولی به نظر نمی آید که آن جور آموزش در کارهای الهه جواب نداده باشد. موضوع کارهایش از قدیم تا همین حالا دختران غمزده ای است که در فضاهای داخلی هستند و زنی با آن آرمان ها در محیط اجتماع یا حتی در حال کنش در کارهایش دیده نمی شود.
حیدری: همان طور که گفتم من زیاد در مکان های عمومی طراحی می کردم. اما برای من فیگور و دنیای درونش اهمیت بیشتری داشت که به نظرم در نهایت بی ارتباط با محیط پیرامونش نیست.
زارع: من فکر میکنم که اینها به روحیه درونگرای الهه بیشتر مربوط است. محیطی که الهه در آن زندگی کرده و آدم هایی که با آن ها در ارتباط بوده است، افراد ثابت محیط زندگی او تصاویر ثابت هرروزه او هستند. وقتی این کارها را بعد از همه سال دوباره می بینم این نکته که در همه آن ها سوژه تابلو تکرار می شود به نظرم مهم می آید.
افسریان: مثلا حالت پاهای آن فیگور بعد از بیست سال تکرار شده است. این پاها با نوعی خجالت و احتیاط روی هم جمع شده اند. این فیگورها در فضای خودشان یک کاراکتر فعال و موثر نیستند. برهم زننده نظم اطرافشان نیستند. می دانم که نمی شود یک کلمه معادل یک تصویر پیدا کرد، ولی می خواهیم کلماتی را پیدا کنیم که شاید بتوان تا حدودی کارها را توصیف کند.
زارع: هر نامی را برای حالات و احساسات در بگذاریم می بینیم که حس و حال ثابتی بوده تا امروز  و همین تکرار و تاکید به آن ویژگی می دهد.
آثار الهه حیدری
زارع: در کارهای قدیمی ترت رنگ عامل مهم تری است و فرم ها شلوغ تر، اما در همان کارها هم باز چشم ها دو تا نقطه خیلی مشخص هستند. یعنی دوتا نقطه هستند که هم به لحاظ مفهومی و هم به لحاظ ترکیب بندی در کار شاخص اند. گویا همه بدن منفعل است و تنها چشم ها فعالند. چشم عامل اصلی ارتباط گیری است. چه بخواهد من بیننده را نظاره کند چه منی که او را نظاره می کنم. بار مفهومی تابلو را آن ها به دوش می کشند.
افسریان: در دوره بعدی خود فیگور هم کشیده شد. و
حیدری: بله خود فیگور و یک صندلی
افسریان: فیگورها و صندلی ها نازک و شکننده می شونود. انگار تراشیده شده اند.
زارع: این صندلی ها از کجا و چه طور به یک کاراکتر در کارهایت تبدیل شد؟
حیدری: من فضای کافه و آدم هایی که آنجا کار می کردند را د.ست دارم. به نظرمی آید ارتباط ها و دیالوگ هایشان در فضا و صندلی هایی که آنجا رها می کنند باقی می ماند. مجموعه فیگورها و صندلی ها شروع این دوره بود. دیگر نمی خواستم پرتره کار کنم . اولین کارها را هم با همان رنگ آبی شروع کردم. بعد رنگ ها را عوض کردم. وقتی رنگ ها را عوض شد، انگار خالی خودش را بیشتر نشان داد.
آثار الهه حیدریآثار الهه حیدریآثار الهه حیدریآثار الهه حیدریآثار الهه حیدریآثار الهه حیدری
آثار الهه حیدری
آثار الهه حیدری
آثار الهه حیدری
آثار الهه حیدری



تحریریه معماری آرل
منبع: نشریه هنرهای تصویری حرفه هنرمند شماره 48
تعداد بازدید : ۳۲۹
نسخه چاپی :  
مطالب مشابه
ارسال نظرات

نظر شما :